تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
همانجا ايستادگى كرده ارشد الدوله را از سنگر خارج نمودند .

[ شاه و نقض قول ]

سفارت روس و انگليس هم مراتب تخطى قول شاه و درباريها را به پطرز [ بورگ ] و لندن اخطار كردند . چون نقض قول شاه را در پطرز [ بورگ ] و لندن دريافتند پنج مطلب . . . « 1 » كه يكى اداء مشروطه ديگر تغيير كابينهء وزراء باشد جدا از شاه خواستند و سفارتهاى دو امپراطور عظيم الشأن مطالب را نوشته حضورا به شاه دادند و شاه الزاما سه روز مهلت در جواب خواست . ولى از طرف روس به‌عنوان حفظ اتباع خود دستاويزى به دست آورده معدودى قزاق به سرحد وارد شد و در اينجا هم حكايت بلواى اسلامبول و شورش ملت و گرفتارى سلطان شيوع پيدا كرد . سفراء روز سوم جدا از شاه جواب پنج فقره را خواستند . قرارداد روز چهاردهم [ ربيع الثانى ] كه عيد مولود او است نوشتهء مشروطيت را بدهد . روز هشتم امير بهادر را از سپهسالارى و مشير الدوله را از صدارت عزل كرد . و روز 14 رجب قرارداد دستخط را داد ليكن چون دستخط انتشار پيدا كرد مردم از مطلب آن پى به مقصود نبرده سفارتها هم قبول ننمودند . دستخط تاريخ . . . « 2 » را دادند ، آن هم چون اصول قانون اساسى را كه اصل 158 است اسم نبرده بودند محل اعتناء نشد . الزاما دستخط ثالث را نوشتند .

[ ستار خان ]

و اول كسى كه در اعادهء مشروطيت و حفظ ناموس ملت و مملكت پاى ثبات فشرد و گوى مسابقت از شجعان و ابطال روزگار برد حضرت ستار خان بود كه در آذربايجان بعد از واقعهء تدمير مجلس مقدس هواى وطن‌پرستى و نشأه غيرت و ناموس چنان در دماغش رسوخ كرد كه از جان و هستى درگذشت . با عدم ذخائر جنگى گردن افراشت و به ميدان نيكنامى پاى اصطبار گذاشت .
هامش
( 1 ) . جاى آنها خالى گذاشته شده است ( 2 ) . جاى تاريخ سفيد است .