تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
بود از اين جهت هنوز اين خبر بر السنه و افواه مردم داير و ساير بود و حاكم و اهالى آن شهر به جهت ابراز مراسم تعزيت و سوگوارى دكانها و [ 16 ] بازارها را تا سه روز بستند و به اجراء اعمال و بعضى رسوم شرعيه كه بر فوت اعاظم رجال آن كشور در ايران معمول است پرداختند . و حاجى خليل خان مردى بود دانا و جليل القدر و اكثر بزرگان ايران از نفوذش با فتحعلى شاه با او بد شده بودند و از كثرت قدرت و دولت و رتبه و جاهش حسد مىبردند و از اعاظم دولتمندان ايران به شمار مىآمد . و در بوشهر يك پسر از وى مخلف است كه حال يازده سال دارد و دولت انگليس محض پرورش او كمال جوانمردى و هميّت و انسانيّت ابراز و اظهار نمود »

( تاريخ تولد از بياض سفير )

تاريخ تولد نورچشمى اعز من روحى محمد اسماعيل طول عمره در بندر ابوشهر سيوم ماه مبارك رمضان سنهء 1207 سه ساعت و بيست دقيقه از طلوع آفتاب
باز از فيض ابر آذارى * لاله بشكفت و غنچه شد خندان ز اعتدال هواى نوروزى * عالم پير شد دوباره جوان پاى هر گلبنى نمايان شد * معدنى از جواهر رخشان باده‌نوشان به باغ مىگويند * كه مريزاد دست تاك‌نشان عقل گويد همى كه مىبينم * در گلستان بنفشه و ريحان عطرپرور چو طرّهء حورا * عنبرآگين چو كاكل غلمان شاهدان رياض بستان را * خاطر آسوده شد ز بيم خزان ريخت از بس ز گوش و گردن گل * گوهر تر به ساحت بستان با لب پر ز خنده پرسيدم * شرح اين حال و حالت از دهقان گفت عمرى دراز روى پسر * بود حاجى خليل خان به جهان
سنهء 1207 [ 17 ]
( از تاريخ سفارت سرهرفرد جنس بارونت
( Sir Harford Jones , Baronet )
صفحهء 32 - 33 - 34 - 35 « بعد از وصول بصره در سنهء 1784 كه مىخواستم معجلا زبان فارسى بياموزم و حصول چنين آموزگارى در بصره و بوشهر كه در فارسى عملش كافى باشد و فارسى را