تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
ميشوم - نامبارك ، املاء صحيح اين كلمه مشئوم است . ميقات - موضع احرام بستن به حج و عمره . ن ناصبى - كسى كه دشمن مىدارد على بن ابيطالب ( ع ) را ناكص - منصرف از هر كارى نبال - ج نبل ، تير نبيل - فاضل نشور - زنده شدن مردگان در روز قيامت نصال - ج نصل ، پيكان تير نضارت - شكفتگى نضير - تازه و شاداب نطع - فرش نفير - بوق و شيپور نقار - كدورت نكث - شكستن نكهت - بوى خوش نوله - عطيه و انعام نهبل - پير نهمت - رسيدن همت در چيزى نيوش - گوش فرا دادن به سخن كسى و وثاق - خانه وچار - فرمان وحل - گل كه ستور در آن درمانند . وشاقان چمن - كنايه از درختان گل و نهالان نونشانده است . وشق - جانورى شبيه به روباه در تركستان كه از پوست آن به منظور درمان و يا جلوگيرى از بواسير پوستين سازند . وغا - كارزار و جنگ وفد - هيئت يا گروه اعزامى وقاد - زيرك وقايت - نگاهدارى كردن وقود - آنچه بدان آتش افروزند . وكر - آشيانه وهاد - ج وهده ، زمين پست و هموار ه هارب - گريزنده هامه - تارك هاميان - ج هامى ، سرگشته و حيران هبوب - وزيدن هشيم - سست‌اندام همام - سرور هن - منت هواجس - اميال هوام - ج هامه ، حشرهء زهردار و موذى هوان - بىعزتى هيونان - ج هيون ، اسب ى يزك‌داران - پيشقراولان يسير - اندك يكران - اسب اصيل به رنگ ميان زرد و سرخ يلمان - ضرب شمشير يوح - آفتاب ييلاميشى - ييلاق كردن