تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
طى آن به اظهار آن مراتب پرداخته بود كه چون « كالشمس فى رابعة النهار » ظاهر است كه اجتماع عساكر قبايل و بقاع ، بدون زر ، از دايرهء امكان به در و امتناع حصول اين مأمول ، بدون ريزش زخارف زر و زيور در دار الضرب عقول ، مانند سكه به زر است ، هرگاه از جانب نجيب ، به بذل نوله و نصيب اقدام شود ، از آن جانب نيز به كمك و همراهى ، قيام مىتواند شد . و استدعاى استخلاص داماد 80 خود از قيد و حبس بيگلربيگى كرده ، حصول اين مرام را تميمهء شرايط انجام مهام ساخته بود . چون شاهزادهء والاتبار ( 104 آ ) استخلاص داماد مشار اليه را اظهار مىنمايند ، بيگلربيگى مزبور به علت آنكه استرخاص او بنابر مصالح دولت قوى بنياد ، از طريق سداد ، مهجور بوده به استعذارى چند كه لايق وقت و مناسب مقام بوده ، اقدام نموده راضى به آن امر نمىگردد و از نصير زمين داورى و غازى خان بلوچ و زمان خان افغان كه قبل از اين عرايض ايشان ، مشتمل بر اخلاص و انتظار مقدم آن والاتبار مىرسيد و از جمعى ديگر كه آن والاجاه ايشان را مخلص هواخواه خود مىدانستند به فحواى
« وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ »
81 مطلقا حركتى ظاهر نگرديده بود شاهزادهء والاتبار ارادهء ارسال مبلغى به جهت محراب مزبور نموده بودند . بعد از انتشار اين كار ، افاغنهء سكنهء قندهار مطلع گرديده به مهماندار اظهار مىنمايند كه در اين وقت فرستادن زر به جهت آن مزوّر حيله‌ور ، مناسب مصلحت كار و مختار عقل هشيوار نيست به علت آنكه چون محراب مزبور هر سال مبلغ كلى مواجب از اورنگ زيب مىگيرد احتمال خدعه در شأن آن محتال مىرود هرگاه فرستادن زر را موقوف داشته او را به محال شال كه سرحد راههاى معابر هند است ، تكليف انتقال نموده بعد از اطاعت و انقياد و ورود به مكان ميعاد ، اگر مشمول حصول مأمول گردد ، مىتواند بود . چون مهماندار آن والاتبار مراتب مزبور را به لب اظهار مىآورد ، شاهزادهء والاتبار تصديق آن سخنان صدق‌آثار نموده ، مذكور ساخته بوده كه اگر مشار اليه بالكليه مأيوس گردد ، ممكن است كه به صدد 82 سد طرق و شوارع درآيد . ( 104 ب ) و سه هزار عدد اشرفى با بعضى اجناس به جهت او فرستاده وعدهء ريزش مال و تكليف آمدن به سال مىنمايند . و چون آن شاهزادهء والاتبار اظهار مىنموده‌اند كه : « چون طلبيدن هواخواهان به قندهار باعث بدگويى هرزه‌درايان روزگار مىگردد ، به اخلاص‌منشان خود ، اعلام و انهاء نموده‌ام كه در سرحد شال حاضر گرديده منتظر باشند . » بيگلربيگى مذكور مىسازد كه : « گمان كلى هست كه مير محراب ، سالك طريق اطاعت و انقياد گرديده به خدمتكارى لايق و جان‌سپارى موافق اقدام نمايد . ليكن تا شاهزاده نبيل به سرحد مزبور داخل نگردند ، بطون امور كما ينبغى به جلوه‌گاه ظهور نمىرسد . » و محمد خان وزير آن سعادت‌مسير به علت ممانعت بيگلربيگى با آنكه مدتى پيش