محمد بن ميرزا بايسنغر منتظم گرديدند و در آخر سنهء ثلث و خمسين و ثمانمائه « 1 » - - كه « 2 » - - ميرزا سلطان محمد رايت نصرةآيت بعزم تسخير خراسان برافراخت در منزل گندمان پرتو عاطفت و احسان بر حال آن آصف سليمان نشان انداخته ، قامت قابليتش را بخلعت - - منصب « 3 » - - امارت ديوان مشرف ساخت و چون ميرزا سلطان محمد از خراسان مراجعت كرده ، در عراق نزول نمود خواجه غياث الدين پيراحمد بسبب بعضى از اسباب رخصت حج يافته ، بجانب حرمين شريفين توجه فرمود و در اواخر سنهء خمس و خمسين - - و ثمانمايه « 4 » - - ميان ميرزا سلطان محمد و ميرزا ابو القاسم بابر در موضع چناران « 5 » - - اسفراين « 6 » - - مقابله و مقاتله اتفاق افتاده ، نسيم نصرة بر پرچم علم ميرزا بابر وزيد و ميرزا - - سلطان « 7 » - - محمد كشته گشته ، ميرزا - - بابر « 7 » - - كامياب و كامران متوجه عراق گرديد و بعد از آنكه نزول در دار العبادهء يزد دست داد - - فى « 8 » - - سنهء 856 « 9 » خواجه غياث الدين پيراحمد كه بسعادت گزاردن « 10 » حج الاسلام و طواف روضهء مطهرهء خير الانام عليه الصلاة و السلام فايز گشته ، مراجعت نموده بود بدرگاه عالمپناه ميرزا بابر رسيد و در سنهء سبع و خمسين و ثمانمائه « 11 » - - ميرزا ابو القاسم « 12 » - - بابر بنابر ذخيرهاى كه از آن وزير صايب تدبير در خاطر خطير داشت باخذ و قيد او فرمان داد و خواجه پيراحمد در دام بلا
هامش
( 1 ) سال 853
( 2 ) در ق اين كلمه نيست
( 3 ) در ق اين كلمه نيست
( 4 ) سال 855 و در خ اين كلمه نيست .
( 5 ) خ : جناران
( 6 ) در ق اين كلمه نيست
( 7 ) در ق اين كلمه نيست
( 8 ) در خ اين كلمه نيست
( 9 ) خ : ست و خمسين و ثمانمائه
( 10 ) ق : گذاردن
( 11 ) سال 857
( 12 ) در ق اين كلمه نيست