تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
بر سر آش « 1 » مىنمود جهة خواجه احمد داود كجرى مىفرستاد و اگر خواجه احمد به ترتيب آش « 1 » قيام مينمود جهة خواجه پيراحمد قليهء كدو ارسال مىفرمود . روزى خواجه احمد داود تنها بديوان نشسته بود و مردم قريهء شادىتبره « 2 » بدادخواهى آمده ، سخنى كه داشتند عرض مىكردند . در آن اثناء خواجه پيراحمد نيز رسيده ، پرسيد كه : رعاياى شادىتبره « 2 » چه مىگويند ؟ خواجه احمد داود جواب داد كه : كلبتره‌اى « 3 » مىگويند . روايتست كه « 4 » : نوبتى خواجه احمد داود موزه‌هاى سرخ پوشيده ، بباغ شتافت . ميرزا بايسنغر خواجه را مخاطب ساخته ، گفت : بارى موزهء سرخ پوشيده‌اى . جواب داد كه : اگر موزهء سياه مىپوشم مردم تصور مىكنند كه پاى برهنه‌ام . ساير حالات و سال وفات خواجه پيراحمد داود از كتبى كه در وقت « 5 » تحرير اين رساله در نظر بود بوضوح نپيوست . بنابرآن در ذكر او بر آنچه نوشته شده اختصار نمود .

خواجه غياث الدين پيراحمد خوافى

در اواخر سنهء عشرين و ثمانمائه « 6 » كه خاقان سعيد ميرزا شاهرخ - - بهادر « 7 » - - بجانب ولايت قندهار « 8 » نهضت مىفرمود در كنار آب هيرمن مسند وزارت را بوجود شريف خواجه غياث الدين پيراحمد كه بوفور حسب و علو نسب و اصابت رأى و تدبير و انشراح صدر و صفاى « 9 » ضمير سرآمد ابناى روزگار بود زيب و زينت درافزود و زمام حل و عقد و قبض‌وبسط مهام ملك و مال را به كف كفايت و قبضهء درايت او سپرد و او از كمال كياست و كاردانى بنوعى در آن امر شروع نمود كه حكايت عدالت و كفايت
هامش
( 1 ) خ : آتش ( 2 ) ق : ببره ( 3 ) ق : كلپتره ( 4 ) خ : كويند كه ( 5 ) خ : در قت ( 6 ) سال 820 ( 7 ) در ق اين كلمه نيست ( 8 ) خ : قندكار ( 9 ) خ : صدور صفاء