تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
نظام الملك از سراى خود بيرون آمد به زخم كارد او را بعز شهادت رسانيدند و در روضة الصفا مسطورست : از نوادر « 1 » اتفاقات آنكه : سعد الدين مسعود وزير بنابر عداوتى كه با حاجب كبير شهاب الدين مسعود خوارزمى و حميد الدين عارض داشت در مجلس تكش « 2 » خان ايشان را بامور ناشايست منسوب ساخت و رحمت قتل مشار اليهما حاصل كرده ، فرمود تا : حميد الدين را بر در سرايش گردن زدند و مىخواست كه حاجب را از عقب او روان سازد كه ناگاه باقتضاى روزگار كينه‌گزار « 3 » ، بلكه بارادهء منتقم جبار ، خون وزير ريختند و حاجب از آن حادثه نجات يافت . بيت
اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى * نبرد رگى تا نخواهد خداى
« يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
و
يَحْكُمُ ما يُرِيدُ »

نظام الملك صدر الدين على بن سعد الدين مسعود

بعد از شهادت پدر بزرگوار خويش بموجب حكم تكش « 4 » خان بسرانجام امور سلطانى و تمشيت مهام ديوانى مشغول گشت و بمآثر پسنديدهء پدر اقتداء نموده ، در تمهيد بساط عدالت و ترفيه احوال رعيت مراسم سعى و اهتمام بجاى آورد و در تربيت و رعايت اصحاب علم و فضيلت از خود بتقصير راضى نشد و چون تكش « 4 » خان از دار جهان برياض جنان انتقال نمود و پسر بزرگترش قطب الدين محمد فراز « 5 » سلطنت را بوجود همايون خود زيب و زينت داد بدستور معهود امر
هامش
( 1 ) ق و خ : نواير ( 2 ) ق : مكش و خ : بكش ( 3 ) ق و خ : گذار ( 4 ) ق : مكش و خ : بكش ( 5 ) ق : قرار