اسامى دو نفر از وزراى ايشان به نظر درآمده برين منوال :
دهدار ابو على
از جملهء مخصوصان حسن صباح بود و در وقت سكرات كيا بزرگ اميد را وصيت نمود كه منصب وزارت را بوى تفويض نمايد و كيا چون بر مسند ايالت نشست بموجب وصيت حسن زمام امور ديوانى را در كف كفايت دهدار ابو على نهاد و دهدار تا وقت عزيمت بجانب دار القرار بدان امر اشتغال داشت .
شمس الدين گيلك
وزير ركن الدين خورشاه كه آخر حكام اسمعيليه است بود و در وقتى كه هلاكو خان از آمويه عبور كرده ، ايلچى بطلب ركن الدين فرستاد ركن الدين شمس الدين را بدرگاه عالمپناه ارسال داشت ، تا از زبان او اعتذار تاخير ملازمت را عرضه دارد و چون ماهچهء رايات نصرة آيات خان پرتو وصول بر نواحى دماوند انداخت شمس الدين حسب الحكم بقلعهء گردكوه شتافت ، تا كوتوال آن قلعه را بپايهء سرير اعلى آورد و چون ولايت رودبار مضرب خيام عساكر تتار گشت شمس الدين كوتوال حصار گردكوه را ببارگاه فلك شكوه رسانيد و ملحوظ نظر عنايت خان گرديد و مقارن آن حال ركن الدين خورشاه نيز بملازمت درگاه عالمپناه شتافته ، دست قضا بساط حكومت ملاحده را درنوشت و تمامت ممالك ايران بندگان هلاكو خان را مسخر گشت ،
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ »
.
ذكر وزراى سلاطين خوارزمشاهى
جد خوارزمشاهيان را نوشتكين غرچه مىگفتند و او غلام بلكاتكين بود