تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
وزارت را بصدر الدين على مسلم داشت و آن وزير صايب تدبير بتكفل آن امر خطير پرداخته ، بالاخره بمقتضاى قضاى پروردگار سلطان « 1 » محمد ابن صالح بامر وزارت قرار يافت .

نظام الملك محمد بن صالح

بروايت صاحب جامع التواريخ از غلام‌زادگان تركان خاتون والدهء سلطان محمد خوارزمشاه بود و در حسن خط و فرط جود و سخاوت در آن زمان عديل و نظير نداشت ، اما از ساير فضايل نفسانى و كمالات انسانى محظوظ و بهره‌مند نبود و چون محمد بن صالح « 2 » مدت هفت سال از روى استقلال بامر وزارت اشتغال نمود به تصرف در اموال ديوانى متهم گشته ، معزول شد و از اردوى همايون بخوارزم رفت و تركان خاتون او را بدستور پيشتر منظور نظر عنايت گردانيد و منصب وزارت خود بوى تفويض فرمود و فرمان محمد بن صالح كرت ديگر در خوارزم نافذ و روان گشت و اين معنى بر مزاج مبارك سلطان گران آمده ، متغير و خشمناك مىبود و با وجود جمعى از عظماى اهل قلم و كبراى اهل فضل و كرم مثل تاج الدين كريم الشرق نيشابورى و ضياء - الدين سمنانى و شريف محمد نسوى « 3 » و نجم الدين كيلا بادى و مجير - الدين منشى كه بر درگاه عالم‌پناه ملازم بودند هيچ‌يك را بتشريف منصب وزارت مشرف نساخت و خلايق در بحر تحير افتاده ، نمىدانستند كه در سرانجام مهام ديوانى رجوع بكه مىبايد كرد و تا انقراض ايام دولت سلطان محمد حال برين منوال بود و در آن اوان كه امراى چنگيز خان بمحاصرهء
هامش
( 1 ) در ق و خ چنين است و پيداست كه كلمه « سلطان » زائدست ( 2 ) خ : محمد صالح ( 3 ) خ و ق : تسوى .