تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
بود و در صنعت انشا و فصاحت و فن استيفاء و سياقت يد بيضا مىنمود و در احياى مراسم جود و سخا سعى و جهد غير محصور مبذول مىداشت و در ايام اختيار و اعتبار اعلام عدل و انصاف برافراشت . در زمان سلطنت سلطان طغرل بيك بيست سال در كمال استقلال بانتظام مهام وزارت پرداخت و چون زمام امور پادشاهى در قبضهء درايت سلطان الب‌ارسلان قرار گرفت آن وزير صايب تدبير را مؤاخذ و مقيد ساخت . خواجه نظام الملك طوسى از كمال كياست و دوربينى عميد الملك خايف بود ، باتفاق بعضى از امراء در قتل او شرايط اهتمام بتقديم رسانيد و هرنوع سخنان پريشان معروض داشته ، رخصت كشتن عميد الملك حاصل نمودند . نقلست كه ابو نصر در وقتى كه تن بتقدير ايزدى داده بود سياف را مخاطب ساخته ، گفت : چون ازين مهم فارغ شوى از زبان من بعرض الب‌ارسلان رسان كه : سبب عنايت عمت طغرل بيك بمرتبهء دولت اين جهانى و حكومت عالم فانى رسيدم و بجهة عدم مرحمت تو بدرجهء شهادت و نعمت بهشت جاودانى و اصل گرديدم . پس مرا بواسطهء شما « 1 » سعادت دنيوى و اخروى و مرادات صورى و معنوى حاصل شده باشد و با وزير صايب تدبير بگوى كه : در دودمان سلجوقيان بد بدعتى و زشت سنتى نهادى . زود باشد كه هرچه دربارهء من انديشيدى در حق اعقاب و اسلاف تو بوقوع انجامد و آخر الامر آنچه بر زبان عميد الملك گذشت نسبت به اولاد و احفاد خواجه نظام الملك واقع گشت . بيت
ايدوست بر جنازهء دشمن چو بگذرى * شادى مكن كه بر تو همين ماجرا رود
هامش
( 1 ) - در ق و خ : بواسطه انتماء