تا آن قصايد را نوشته ، جلد كردند و آن را كهنه ساخته ، در خلوتى نزد علاء الدوله برد و گفت :
چون ابو منصور بملازمت آيد اين قصايد را بوى نموده ، بگوئيد : كه اين رساله را روز شكار در صحرا يافتيم و ميخواهيم كه مضمون ابيات آن را معلوم كنيم « 1 » و علاء الدوله برين موجب عمل نموده ، ابو منصور هرچند در مطالعهء آن اشعار « 2 » اهتمام كرد او را هيچ معلوم نشد . بعد از آن شيخ بمجلس حاضر گشته ، هرلغتى كه ابو منصور را مشكل بود - - معنى « 3 » - - بيان فرموده و فرمود كه در كدام كتابست و در كدام فصل . ابو منصور بكمال فراست دانست كه آن قصايد خاصهء ابو عليست ، لاجرم بمراسم اعتذار قيام نمود .
شيخ كتاب العرب در آن ايام تأليف كرد و مفصل بعضى « 4 » از مصنفات شيخ اينست كه مسطور ميگردد : 1 ) مختصر اوسط در منطق ، 2 ) مبدأ و معاد ، 3 ) ارصياد كليهء قانون چهار مجلد « 5 » ، 4 ) مختصر مجسطى ، 5 ) حاصل و محصول در بيست جلد ، 6 ) انصاف بيست جلد ، 7 ) كتاب النجاة « 6 » هفت مجلد « 5 » ، 8 ) هدايه ، 9 ) اشارات ، 10 ) برداثم مجلدين ، 11 ) شفا هژده مجلد « 5 » ؛ 12 ) علائى ، 13 ) فواتح « 7 » ؛ 14 ) ادويه قلبيه ؛ 15 ) موجز « 8 » حكمت مشرقى « 9 » ؛ 16 ) حكمت عرشيه ؛ 17 ) اثنان « 10 » جواب ؛ 18 ) معطيات ؛ 19 ) رسالهء قضا و قدر ، 20 ) رسالهء اجرام علويه ، 21 ) رسالهء آلات رصد ؛ 22 ) رساله در شعر ؛ 23 ) مختصر اقليدس ، 24 ) رساله در نبض ؛ 25 ) رساله در حدود اقسام
هامش
( 1 ) - خ : يافتم و مىخواهم كه مضمون ابيات آن را معلوم كنم
( 2 ) - خ : ابيات
( 3 ) - در خ نيست
( 4 ) - خ : بعض
( 5 ) - خ :
جلد
( 6 ) - خ و ق : النحاه
( 7 ) - خ : فوايح
( 8 ) - ق و خ : موحر
( 9 ) - خ : مشرق
( 10 ) - خ و ق : ابيان