از وى خيانتى صادر شده بود معجون مثروديطوس « 1 » كه جهة دفع صرع مىخورد افيون خلط نمود . لاجرم مرض اشتداد يافته ، شيخ از آنسفر در محفه باصفهان آمده ، قوت قيام نداشت . با وجود اين حال در معالجه سعى بليغ بجاى آورده ، فى الجمله صحتى است داد و يك نوبت ديگر بمجلس علاء الدوله تشريف برد . بعد از آن علاء الدوله عزيمت همدان كرده ، شيخ را همراه گردانيد و در راه رنج قولنج عود نموده ، چون بهمدان رسيدند ابو على دانست كه دفع آن مرض ممكن نيست . لاجرم دست از معالجه بازداشته ، غسلى كرد و از جملهء منهيات توبه فرموده آنچه داشت به فقرا صدقه نمود و غلامانرا خط آزادى داده ، بقرائت كلام ملك علام مشغول گشت « 2 » و چون ختم تمام شد پس از آن بسه روز در جممهاى از جمعات « 3 » شهر رمضان سنهء ثمان و عشرين و اربعمائه « 4 » وفات يافت و بعضى از مورخان سنهء سبع و عشرين و اربعمائه « 5 » گفتهاند .
مدت عمرش شست و سه سال شمسى و هفت ماه بود .
حالات غريب و امور عجيب از آن جناب بسيار منقولست ، از جمله يكى آنكه : چون كتاب منطق شيخ بشيراز رسيد « 6 » ائمهء فارس
هامش
( 1 ) - خ : مرديطوس و مثردويطوس معرب كلمهء ميتريداتسMithridatesضبط يونانى و لاتينى كلمهء ميتريدات فارسى باستانست كه در فارسى جديد مهرداد شده و چند تن از پادشاهان اشكانى اين نام را داشتهاند و اين معجون معروف بنام ميتريدات هفتم معروف بميتريدات كبير پادشاه معروف كشور پونتPontدر سواحل درياى سياه كه آن را وضع كرده و در شناسائى گياهها و سموم در قرون قديم مشهور بوده و از 123 تا 63 پيش از ميلاد پادشاهى كرده معروف شده است .
( 2 ) - خ : مشغولى مىكرد
( 3 ) - خ جمعهاى
( 4 ) - : ق : سنهء 428
( 5 ) - ق : سنهء 427
( 6 ) - خ : شيخ را بشيراز بردند