تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
بمطالعهء آن اشتغال نموده ، يكى ازيشان كه اعلم قوم بود در آن رساله شبهه‌اى چند كرده ، بر جزوى نوشت و آن را مصحوب ابو القاسم - - كرمانى نزد شيخ فرستاد . ابو القاسم « 1 » - - نزديك بغروب آفتاب در بلدهء اصفهان بملازمت شيخ رسيده ، آن جزو را بعرض رسانيد و شيخ تا وقت اداى نماز خفتن با ابو القاسم صحبت داشته ، بعد از آن بمطالعهء آن جزو پرداخت و آغاز نوشتن جواب شبهات كرده ، در آن شب كه داخل ليالى تابستان بود پنج جزو ده ورقى در آن باب كتابت نمود . آنگاه بخواب رفت و چون نماز بامداد بگزارد « 2 » آن اجزاء را كه مشتمل برحل مشكلات و جواب شبهات شيرازيان بود بابو القاسم داده ، گفت : « استعجلت فى الجواب حتى لا يمكث القاصد » . اكابر شيراز چون اين قضيهء غربيه را شنيدند متعجب گرديدند . آورده‌اند كه روزى در مجلس علاء الدوله مسأله‌اى از علم لغت مذكور شد و شيخ به قدر وقوف در آن باب سخن گفت . ابو منصور ، كه يكى از اكابر علماى اصفهان بود در آن انجمن تشريف داشت ، شيخ را مخاطب ساخته ، گفت : در حكمت و فطانت شما هيچ‌كس را سخن نيست ، اما علم لغت متعلق بسماع دارد و شما تتبع اين امر نكرده‌ايد . شيخ ابو على ازين سخن « 3 » متأثر گشت و آغاز درس كتب لغت كرده ، نسخ معتبر كه در آن فن نوشته شده بود بدست آورد ، تا در فن لغت بمرتبه‌اى رسيد « 4 » كه فوق آن درجهء متصور نبود . بعد از آن سه قصيده مشتمل بر الفاظ غريبه در سلك نظم كشيده ، فرمود
هامش
( 1 ) : اين جمله در خ نيست ( 2 ) - ق و خ : بگذارد ( 3 ) - خ : سخنان ( 4 ) - خ و ق : رسيده
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 134 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى