ابو على بن محمد بن محتاج بمخالفت امير نوح ( مبادرت نموده و امير نوح ) بعزيمت محاربت با سپاه ماوراء النهر از آبآمويه عبور فرمود سرداران لشكر بعرض رسانيدند كه بسبب حركات نالايق وزير ابو على عصابهء عصيان بر ناصيه بسته است و وزير مبلغى كثير از علوفات ما نيز منكسر گردانيده . اگر پادشاه او را بما سپارد كوچ مىدهيم و الا به خدمت ابو على ميرويم . امير نوح بحسب ضرورت ابو الفضل را بامرا سپرد و ايشان در جمادى الاول سنهء خمس و ثلثين و ثلثمائه « 1 » بر قتل او مبادرت نمودند . پس لايق به حال متكفل منصب وزارت آنست كه بجزويات اموال ديوانى با اكابر امر او مقربان حضرت سلطانى در طريق عناد و لجاج سلوك ننمايد و فوايد و منافع بديشان رسانيده ، به قدر مقدور در استرضاى خواطر ايشان سعى و اهتمام فرمايد . از سخنان حكمت نشان ادريس پيغمبر عليه الصلواة الملك المنان يكى اينست كه :
بمحبت سلطان مغرور مشو وقتى كه مقربان او در مقام عداوت باشند .
رباعى
اى آنكه شدت كوى وزارت مسكن * ورزيد محبت به تو سلطان ز من
مغرور به مهر پادشاهى نشوى * باشند مقربان چو با تو دشمن
ابو جعفر العتبى
بوفور فضل و ادب و علو اصل و نسب و خبرت در سرانجام مهام وزارت و وقوف بر دقايق اسرار مملكت موصوف و معروف بود و او در زمان سلطنت امر مؤيد عبد الملك بن نوح بن نصر سامانى بتقلد منصب وزارت مبادرت نمود و بحسن كفايت خزانهء پادشاه را معمور گردانيد و
هامش
( 1 ) سال 335