بود در باب گرهگشائى اين واقعهء مشكل و راهنمائى اين نازلهء هايل راى صواب طلب نمود . وزير بتقرير دلپذير بموقف عرض رسانيد كه :
لشكر بىنهايت مغول را بهرزه باز نتوان گردانيد و در شهر چندان سپاه نماند كه دفع جنود ظفر ورود تتار توانند كرد و رعايا را نيز آن مقدار جرأت و جلادت نيست كه من بعد روى بميدان پيكار توانند آورد ، مصلحت جوانب و سلامت عواقب را تدبير آنست كه خليفهء اسلام دروازهاى دار السلام پهن باز نهد و ترك منازعت كرده ، برك موافقت و مصالحتساز دهد و هرچند زودتر بىانديشه و تردد به خدمت هلاكو خان شتابد و بوسيلهء نفايس اجناس و نقود بىحد و قياس شرف ملاقاتش دريابد ؛ بعد از تاكيد قواعد مؤانست و تشييد معاقد مجالست بحسن تدبير و لطف تقرير بناى مصاهرت مستحكم توان ساخت و دخترى از حرمسراى خانيت جهة خلف صدق خليفه در ربقهء ازدواج آورده ، رايات مباهات توان افراخت ؛ شك نيست كه بدينسبب عرصهء ولايات زينت مشاركت و انتظام گيرد و دولت سلطنت و حشمت خلافت بيمن اين وصلت بتازگى التيام پذيرد و سيلاب خوف و هراس اساس كرياس خليفه را چنان اندراس داده بود كه تميز حق از باطل و فرق ميان صدق و كذب به هيچ صورت و جهة نمىتوانست نمود و چون ظاهر اين كلمات بر تقدير موافقت مقدمات روى در صلاح داشت مستعصم ترك منازعت كرده ، زمام مرام بقبضهء اقتضاى ايام بازگذاشت و روز يكشنبهء چهارم صفر سنأ [ 656 ] با هردو پسر ابو بكر و عبد الرحمن و بسيارى
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص١٠٤