درين وقت رعاياء فلان ديه از اعمال آنجا بديوان ( * ) آمدند و « 1 » عرضه داشتند كه اراضى مزروعى ايشان كه بر ممر رودخانه بوده بواسطهء « 2 » ورود « 3 » سيلاب « 4 » خراب شده است و تمامت مزارعات ايشان را آب برده و بتلف رسانيده « 5 » و التماس تخفيفى « 6 » كردند « 7 » بدان سبب اين حكم نفاذ يافت « 8 » ( * ) تا كدخدايان « 9 » و مردم ( * ) صادق القول « 10 » را بر سر زمينهاى ايشان فرستند و تفحص نمايند اگر سخن ايشان بصدق مقرون باشد درين سال مال ايشان را در باب وضع آورده « 11 » بدان علت مطالبتى ننمايند و تعرضى نرسانند و اگر زراعت ايشان به تمام « 12 » تلف نشده « 13 » باشد مال آن مقدار كه بواسطهء سيلاب خراب شده از ايشان نخواهند « 14 » و رعايت واجب دانند و چنان سازند كه بىهيچ بهانه بعمارت و زراعت مشغول توانند « 15 » شد و امداد شكر متواتر گردد تا بمحمدت پيوندد « 16 »
فصل يازدهم در استمالت رعايا سه نوع
نوع اول
درين وقت چون « 17 » اخبار « 18 » عجز و اختلال
هامش
( * 1 ) - ت : آمده .
( 2 ) ب : حذف شده .
( 3 ) - آ : رود ، ت : حذف شده .
( 4 ) ت - رود - افزوده .
( 5 ) ب : رسيده .
( 6 ) ب : ؟ ؟ ؟ ح ؟ ؟ ؟ قى .
( 7 ) - آ : كرده .
( 8 ) ب : حذف شده .
( * 9 ) ت : حذف شده .
( * 10 ) - پ ج : راست قول ، آ : صادق قول .
( 11 ) - پ :
اورند .
( 12 ) - ب : ؟ ؟ ؟ مامت .
( 13 ) - ب : شده .
( 14 ) - ت : ستانند .
( 15 ) - ت : نتوانند .
( 16 ) - ت : به حق حقه - افزوده ، ث : و كتب بالامر العالى دام نفاده - افزوده .
( 17 ) - ت : خواجه .
( 18 ) - پ : احوال ، ت : حار .