را سالبسال بنام « 1 » او بمرسوم مجرى و ممضى دانسته بر مواضع مرجوة « 2 » الحصول برات نويسند چنانك بىزحمت به دو رسد و اگر ( * ) خواسته باشد « 3 » كه بموضعى ديوانى مقاصه كند « 4 » ملتمس او مبذول داشته موضعى كخواهد برو مسلم دارند به شرط آنك تا بتحرير ديوان مشغول باشد آن موضع « 5 » را تصرف نمايد و اگر ترك گيرد موضع « 6 » را با تصرف ديوان دهد « 7 » برين موجب مقرر دانسته تغيير و تبديل نكنند و هر سال حكم مجدد نخواهند « 8 »
نوع دوم
چون خواجه « 9 » قوام الدين حيدر همواره مباشر كارهاى بزرگ بوده است و ( * ) از عهدهء آن « 10 » بر احسن وجوه تفصّى نموده و اكنون به راه « 11 » نيابت « 12 » وزارت در ديوان بزرگ موسومست و حسن معاش بر طريقى پيش گرفته كه پسنديدهء خالق و ( * ) خلايق است « 13 » و ابواب ( * ) اطماع و توقعات « 14 » به كلى مسدود گردانيده واجب شد وجهى بر سبيل مرسوم جهت او تعيين كردن تا بمصالح معاش خود صرف نموده بوظايف مهمات ديوان « 15 » اهتمام نمايد بنابرين مقدمه از ابتداى
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده .
( 2 ) - آ پ ت ج : مرجوّ .
( * 3 ) ج : خواهد .
( 4 ) - آ : كنند ، ب : كنند ، ث ج : كنند .
( 5 ) ت : مواضع .
( 6 ) ت : مواضع ، ج : آن مضع .
( 7 ) ج : دهند .
( 8 ) ت : نطلبند .
( 9 ) ت : حذف شده .
( * 10 ) - ب : حذف شده .
( 11 ) - پ : برات .
( 12 ) - ب پ : و - افزوده .
( * 13 ) - پ : خلقست .
( * 14 ) - ت : طمع .
( 15 ) - ب پ : ديواني .