ازدياد يابد بدان علت با ايشان خطابى نكنند « 1 » و وجه مستزاد نطلبند و اگر نقصان پذيرد با ديوان بيت المال رجوع كرده وجه ناقص را استدعا كند « 2 » تا از موضعى ديگر جواب گويند
فصل چهارم ( * ) در مرسوم « 3 »
مرسوم وجهى را گويند كه از ديوان به كسى دهند در عوض خدمتى كه مباشر آن باشد و آن وجه ساليانه بود « 4 » چون آنكس ترك آن خدمت كند مستحق استيفاء آن مرسوم نباشد ( * ) و حكم مرسوم را در دو نوع ذكر كنيم و « 5 » برين موجب بايد نوشت
نوع اول
چون سعد الدين مسعود « 6 » مردى جلد ( * ) و كافى « 7 » و كاردانست و مدتها « 8 » بمحررى ديوان بزرگ مشغول بوده و امانت و ديانت و راست قولى « 9 » و درست قلمى « 10 » او « 11 » همكنان را معلوم و محقق شده هر سال مبلغ « 12 » دو هزار دينار زر « 13 » رايج بر سبيل مرسوم محررى بنام او از اصل مال مجرى و مقرر گشت و در دفاتر ثبت « 14 » افتاد بدان سبب اين حكم يرليغ ( * ) بالتون تمغاء ضمن « 15 » نفاذ يافت تا اصحاب ديوان بزرگ اين مبلغ
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده .
( 2 ) - آ ب پ ت ج : كنند .
( * 3 ) پ : حذف شده .
( 4 ) ج : حذف شده .
( * 5 ) ج : حذف شده ، پ : را در دو نوع ذكر كنيم و - حذف شده .
( 6 ) ث : حذف شده .
( * 7 ) ت : حذف شده .
( 8 ) پ : مدّتي .
( 9 ) ج : قلمى .
( 10 ) - ج : قولى .
( 11 ) - ب : و .
( 12 ) - ب : حذف شده .
( 13 ) - ب : حذف شده .
( 14 ) - پ : بيت المال .
( * 15 ) - پ : حذف شده .