نوع اول در معيشت
چون شيخ ( * ) عزيز نجم الدين « 1 » مردى مجرد و منقطع است و از مدتى باز در گوشهء زاويهء خود بطاعت و عبادت حق تعالى و ارشاد مريدان مشغول و از مواد دنيوى وجهى كه مدد مادهء « 2 » معاش و سبب انتعاش او و مريدان او « 3 » باشد متعذّر « 4 » از جملهء وجوهات زكوات ارباب اموال كه اداء « 5 » آن شرعا ( * ) بر ايشان « 6 » واجبست و بديوان بيت المال تعلق « 7 » گرفته كه حلالترين وجوهات ديوانيست هر روز مبلغ پنج « 8 » دينار زر رايج چنانك هر سال مبلغ « 9 » يكهزار و هشتصد « 10 » دينار باشد « 11 » بوجه معيشت او و مريدان تعيين رفت تا روزبروز و ماهبماه و سالبسال استيفا نموده در وجه مصالح اخراجات و مصارف ضروريات به مصرف رساند « 12 » و بطاعت و عبادت مشغول شده در دعاگويى و دولتخواهى افزايند بدان سبب اين حكم « 13 » يرليغ بالتون تمغاء همايون نفاذ يافت تا از ابتداى اين سال عمال و گماشتگان بيت المال تبريز على اختلاف طبقاتهم مبلغ مذكور را روزبروز و ماهبماه و سالبسال از هر وجه
هامش
( * 1 ) - ت : نجم الدين عزيز .
( 2 ) - آ ب ت : حذف شده .
( 3 ) - آ ب پ ت ج : حذف شده .
( 4 ) پ : متعذّران .
( 5 ) پ : در .
( * 6 ) ث : حذف شده .
( 7 ) - آ ت : حذف شده .
( 8 ) ب : حذف شده .
( 9 ) - آ ب پ ت ج : حذف شده .
( 10 ) - ث : ششصد .
( 11 ) - ت :
هر سال - افزوده شده .
( 12 ) - پ : رسانند .
( 13 ) - ج : مكتوب به حكم .