احتراز نمايد « 1 » و زندگانيى پيش گيرد كه موجب « 2 » ترفيه ساكنان باشد ( * ) تا در آبادانى ديه و عمارت و زراعت كوشند « 3 » و در همه احوال جانب حق تعالى و مصلحت ديوان نگاه دارد
بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا ارباب و كدخدايان و رعايا و مزارعان ديه از ابتداى اين سال و برقرار او را رئيس و پيشواى خود دانند و از سخن و صوابديد او كه متضمن مصالح رعايا و آبادانى ديه باشد بيرون نيايند « 4 » و مرسومى « 5 » كه رياست را مقرر بوده باتفاق بر « 6 » يكديگر قسمت كرده سالبسال با او جواب گويند
فصل بيست و پنجم « 7 » در انفاذ محصلان جهت تحصيل وجوه
حكام و متصرفان و بتيكجيان فلان ولايت بدانند كه درين وقت شرف الدين و بهاء الدين را جهت تحصيل وجوهات ديوانى بر موجبى كه بروات بالتون تمغا « 8 » بذكر آن ناطق است آنجا فرستاديم
بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا چون آن وجوه بوجه آش و اخراجات خواتين و مواجب عساكر منصوره مستغرق گشته و بنازكى
هامش
( 1 ) - ت : كند ، ث : نمايند .
( 2 ) - آ ب ت : سبب ، پ : سبب آبادانى ديه و ، ج : موجب آبادانى ديه و سبب .
( * 3 ) پ ج : حذف شده .
( 4 ) ب : نباشد .
( 5 ) ث : رسومى .
( 6 ) ت ج : حذف شده .
( 7 ) پ : دوم ، ج : سوم .
( 8 ) پ : بغا .