گويند ( * ) امرا و حكام « 1 » ولايات و جماعت مغولان و صحرانشينان بهرچه ( * ) سيف الدين « 2 » مغلتاى ( * ) در باب مصلحت « 3 » كاروان با ايشان رجوع كند مدد « 4 » و معاون باشند
فصل بيست و چهارم « 5 » در تفويض رياست
چون ( * ) رئيس عز الدين « 6 » از مدتى باز برياست فلان ديه مشغول بوده است و در رعايت رعايا و آبادانى كوشيده و آينده و رونده را بر احسن وجوه جواب داده و از رسانيدن تعرض برعايا ( * ) و ضعفا « 7 » مانع شده برقرار رياست آنجا به دو تفويض رفت « 8 » تا ( * ) بقاعدهء سابق « 9 » اهالى ( * ) و ساكنان « 10 » را محافظت نموده سويت و راستى ميان ايشان نگاه دارد و زور و زيادتى نكند و وجوه « 11 » بروات و حوالات ديوانى را بنيكوتر صورتى از رعايا حاصل كرده بمحصلان دهد و اخراجات ديه را براستى بر رعيت قسمت كند چنانك بار قوى بر ضعيف نيفتد و آينده و رونده را بدلخوشى روانه گرداند بر وجهى كه رعايا را زحمتى نرسد و بنفس خود بر سر ( * ) مزروعات رود و مزارعان را « 12 » مدد دهد تا تمامت « 13 » را سيراب « 14 » گردانند و از حيف و ميل و محايا
هامش
( * 1 ) - ب : امر و احكام .
( * 2 ) ب : ؟ ؟ ؟ .
( * 3 ) ت : بمصلحت .
( 4 ) - آ ب ت : ممد .
( 5 ) پ : يكم ، ج : دوم .
( * 6 ) ت : عز الدّين رئيس .
( * 7 ) ج : حذف شده .
( 8 ) ت : حذف شده .
( * 9 ) ج : برقرار .
( * 10 ) - پ ج : حذف شده .
( 11 ) - آ ب ت : وجوه و ، ج : حذف شده .
( * 12 ) - پ ج : مزروعات مزارعان رود و .
( 13 ) - پ ج : حذف شده .
( 14 ) ب : كرداند ، پ ج : كردد .