فصل ( * ) بيست و يكم « 1 » در تفويض مناصب ( * ) قلمى ولايات « 2 »
درين وقت چون عرضه داشتند كه عماد الدين محمد كاتب « 3 » مردى امين « 4 » و معتمد و راست قول و درست قلم است و در تقلد كتابت فلان موضع و ولايت طريقهء راستى و امانت مسلوك داشته و همكنان را بر محاسن افعال و اقوال او وثوق و اعتماد كلى بوده برقرار سابق كتابت آنجا « 5 » برو مقرر ( * ) داشته شد « 6 » و ابواب مشاركت « 7 » مسدود و منسد گشت تا او بر عادت معهود بضبط جمع و خرج اموال قيام نموده در كتبت بروات و افراغ محاسبات و تنقيح معاملات شرايط امانت و ديانت بجاى آرد و در قسمات و تخصيصات و تخريجات « 8 » و اخراجات امرا و ايلجيان و صادر و وارد از منهج انصاف عدول « 9 » نجويد « 10 » و ضعفا را با اقويا « 11 » مساوى « 12 » نگرداند « 13 » و صورت جمع و خرج را ( * ) در دفترى « 14 » مضبوط و منقّح پرداخته سال بسال بديوان بزرگ مىآرد و بعرض مىرساند تا بعد از وقوف حكم آن بتقديم رسد بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا حكام و سادات و قضاة و متصرفان و
هامش
( * 1 ) - پ ج : يازدهم ، در نسخه « پ » اين فصل در صفحهء 318 و در نسخهء « ج » در صفحه 148 نوشته شده .
( * 2 ) ت : صاحب قلمى .
( 3 ) ث ج : حذف شده .
( 4 ) پ : امينست .
( 5 ) ث ج : آنجارا ، پ : اينجا .
( * 6 ) ث : حذف شده .
( 7 ) - آ : عير - افزوده .
( 8 ) ت : تحريرات .
( 9 ) ت : عدولي .
( 10 ) - ت : نجويند
( 11 ) - ت ث : باقويا .
( 12 ) - ت : حذف شده .
( 13 ) - ت : نكردا ؟ ؟ ؟ ند .
( * 14 ) - ت : حذف شده .