اشارتى كى در باب امير بدر الدين حاجب فرموده بسمع قبول اصغا رفت و چون اختيار احوال او كرده شد انچ از امانت و كفايت به دو نسبت فرمودهاند اضعاف ان مشاهد و معاين گشت و مقام ارتضا « 1 » و استحسان يافت و با قضاة و ايمه و نواب و نزديكان با تمام مهام او وصيت رفت اميدوارست كه چون به حضرت رسد ( * ) شاكر برود و اگر خير « 2 » باشد سعادت ابد پيوند باد بالنبى و آله ( * ) و صحبه « 3 »
نوع سوم
بعد از اقامت مراسم اخلاص و دولتخواهى و وقوف بر مواقع انفاس « 4 » وحى كردار و اغتراف از تيار « 5 » فيض اقلام گوهربار اعلام مىرود كه ( * ) اشارتى كه « 6 » در باب رعايت ملك التجار خواجه علاء الدين فرموده و بسلوك طريق مسامحت و مساهلت در حقوق سلطانى و متوجهات ديوانى و محافظت جانب او من كل الوجوه اشارت رانده بسمع رضا اصغا رفت و او را از « 7 » حقوق و متوجهات باعفا مخصوص گردانيده آمد و انواع تفقدات و تكريمات بتقديم پيوست مخلص دولتخواه صدور چنين خدمات را ( * ) مترصد و مترقبست « 8 » جهان بكام باد
هامش
( 1 ) - پ : ارضا
( * 2 ) - ت : شاكر و ذاكر خير ، ج : شاكر برّ و ذاكر خير
( * 3 ) - ت : حذف شده
( 4 ) - آ : انقاس ، پ : انعاس
( 5 ) - ت : نثار
( * 6 ) - ت : حذف شده
( 7 ) - ج : حذف شده
( * 8 ) - ج : مترقب و مترصد است