معتقد آمد و انچ از سالهاى دراز « 1 » خاطر بر ان مشتمل و ضمير بر فوايد ان منطوى بود راى شريف باعلام و انهاء ان مبادرت فرمود اكنون چون ارادت طرفين برين مطلب كى اشرف مطالبست « 2 » رتبت « 3 » اتحاد يافت و مخايل اثنينيّت بين الجانبين مرتفع گشت « 4 » مخلص دولتخواه ازين وقت و زمان با حضرت ذى الجلال جل جلاله عهد كرد و بايمان « 5 » غلاظ « 6 » و شداد موكد و « 7 » مستحكم گردانيد كه بعد اليوم جانب سلطان اعظم دامت سلطنته را بر جميع جوانب غالب و راجح دارد و داند و عهد مواخاة و مصافاة بر صورتى « 8 » منعقد گرداند « 9 » كه دست تطاول ازمنه و دهور و تغلب ايام و شهور بهدم و نقض آن راه نيابد « 10 » نتيجهء اين معاهده آنك « 11 » با دوستان يكديگر دوست و با دشمنان دشمن باشيم « 12 » و مادام كه سلطان اعظم برين و تيره استقرار و برين طريقه استمرار نمايد ازين جانب ببذل اموال و نفوس مضايقت نرود و الله على ما نقول وكيل توافق دولت و سعادت تا قيام ساعت باد بالنبى و عترته « 13 »
هامش
( 1 ) - ت : در - افزوده
( 2 ) - ت : حذف شده
( 3 ) - ب : زينت
( 4 ) - ج : شد - در حاشيه - كشت - افزوده
( 5 ) - پ : باسما
( 6 ) - ب : و غلآط
( 7 ) - ب : حذف شده
( 8 ) - آ ب : كى - افزوده شده
( 9 ) - آ : كردانيد ، پ : كردا ؟ ؟ ؟ ند ، ت : كردان ؟ ؟ ؟ د
( 10 ) - پ ث : و - افزوده شده
( 11 ) - ج : حذف شده
( 12 ) - پ : باشم
( 13 ) - پ : إله