كه در تعظيم جانب و كشف معضلات و حل مشگلات آنحضرت « 1 » هيچ دقيقه از دقايق مهمل و نامرعى نخواهد ماند ان شاء الله العزيز
نوع سوم
بعد از تمهيد قواعد مصادقت و تاكيد مبانى موالات و مخالصت اعلام مىرود كه درين وقت چنان استماع رفت « 2 » كه يكى از خدام آنحضرت « 3 » كه غرس « 4 » دولت و ربيب « 5 » نعمت ايشانست دم انفراد و استبداد « 6 » مىزد « 7 » و باستقلال « 8 » اشتغال « 9 » نموده طريق مخالفت « 10 » مىسپرد و بواسطهء وقوع « 11 » اين معنى ترددى بدرون مبارك رسيده و « 12 » موجب تفكر خاطر شده از همت بلند و راى ارجمند آنحضرت « 13 » مستبعد نمود امثال « 14 » چنان مردم را چه محل آن باشد كه بفواسد تخيلات ايشان ضمير منير ملتفت گردد ( * ) مىبايد « 15 » كه به هيچ حال تفكرى به باطن شريف راه نيابد « 16 » كه در قلع و قمع چنان طوايف تا موجب تالف « 17 » خاطر بزرگوار
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده
( 2 ) - ت ج : افتاد ، ج : بالاى سطر - رفت - افزوده شده
( 3 ) - ث : در حاشيه نوشته شده
( 4 ) - ت ث : عرس
( 5 ) - پ : ر ؟ ؟ ؟ ت ، ت : رتبت
( 6 ) - پ : استبلاد
( 7 ) - ب : رود ، پ ث ج : زند
( 8 ) - پ : باستداره ، ث : استقلال
( 9 ) - پ : استعاله
( 10 ) - آ ت : مخالصت ، ب : محبت
( 11 ) - ج : حذف شده
( 12 ) - ث : حذف شده
( 13 ) - ث : حذف شده
( 14 ) - ت : امتثال
( * 15 ) - پ : حذف شده
( 16 ) - پ : نيايد
( 17 ) - آ : حذف شده