سلطانى در مقرّ عز و كرامت « 1 » و مسند جلالت « 2 » و عظمت « 3 » و متكاء پادشاهى و سلطنت چنانك مقتضاى راى اعلى « 4 » است متمكن و مستند « 5 » گردد ان شاء الله تعالى
نوع دوم
درين وقت چنان نمودند كه حضرت سلطان اعظم زيدت سلطنته را « 6 » بنابر تصور تغيرى كه در مزاج اين مخلص كرده ملالتى بخاطر رسيده و سبب انسداد ابواب مكاتبات و مراسلات گشته يعلم الله تعالى كه ازين معنى انزعاجى تمام بخاطر راه يافت « 7 » و ضمير از تصور چنين تسويلات بغايت منزجر و مرتدع گشت چون قواعد موالاة بين الجانبين بر وجهى ممهد شده كه دست تصرف ادوار « 8 » از تعرض آن قاصرست توقعست كه « 9 » حضرت شريفهء « 10 » سلطانى در هيچ حال « 11 » چنين تصورات نفرمايد و اين مخلص را در مقام ارادت و اعتقاد و محبت و اعتضاد « 12 » داند و من جميع الوجوه امداد مظاهرت و معاونت ازين طرف نصب العين گرداند
هامش
( 1 ) - ب : كرامات ، پ : جلالت
( 2 ) - پ : كرامت ، ت : عظمت
( 3 ) - ت : جلالت
( 4 ) - ب : عالى
( 5 ) - ت : مسنيد ، ث : مستبد
( 6 ) - آ ب : كه - افزوده شده
( 7 ) - ج : يافته
( 8 ) - پ : ازوار
( 9 ) - ت : كه چون
( 10 ) - ت : حذف شده
( 11 ) - ت : حذف شده
( 12 ) - ج : اعتصاد