دولت لا يزالى « 1 » بر تعاقب ايام و ليالى باد
فصل ششم در استمداد ( * ) بنفس و « 2 » لشگر و مال « 3 »
هامش
( 1 ) - ب : لا يزال
( * 2 ) - ت : حذف شده
( 3 ) - آ ب ت ث - افزوده شده :
دو صورت مكتوب و جواب امّا مكتوب بر راى جهانافروز كه شروق آن چون اشراق ( ت : اشراق - حذف شده ) خورشيد لماع جهانگيرست بل آفتاب جهانتاب از اضاءت انوار آن مستنير معلوم و منهى كردانيده مىآيد كه درين ايام از سه جانب از ( ث : از - حذف شده ) مخالفان دعاكوى دولتخواه اخبار متواتر و متعاقب ( ت : و متعاقب - حذف شده ) شد كه با لشكرهاى جرار متوجه ان مملكت ( مملكت : آ - حضرت ) شدهاند و قتال و جدال را ( ث : را - حذف شده ) مستوفر و متشمر كشته بيت ( بيت : ث - شعر )
تا ( تا : ت - با )گوهر شمشير كه پالايد خون * يا آتش سوداى كه بالا گيردو از غرايب اتفاقات ( اتفاقات : آ ت - انعامات ) امرا و لشكريان كه اعوان و انصارند و در چنين صورتها جانسپارى كنند بيورتها و مواضع خود رفتهاند و ميان اينجانب و ايشان مسافتى بعيدست و طايفهء كه اينجا ملازماند از ان قبيل نيستند كى دفع چنين اخطار و اهوال بمساعدت ايشان ممكن گردد و اموال كه دفع دشمن بدان توان كرد ( آ : كرد - در بالاى سطر به صورت - ؟ ؟ ؟ رد - نوشته شده ) هنوز از ارتفاعات و محصولات املاك و مال و متوجهات ( آ 57 - آ ) ولايات و بلوكات نياوردهاند و اين دولتخواه را تحير و تردد بر وجهى طارى شده كه عنان تمالك و تماسك از قبضه