همايون حضرت سلطانى لا زالت محفوفة « 1 » بامداد « 2 » الفتح و الظفرست و اگر نواب نامدار و منشيان عطارد اثار بتهنيت ان مبادرت و مسابقت نمايند مستفاد از كمال عنايات حضرت بارى و تعلق خاطر مبارك جناب جلال شهريارى باشد توفيق الهى « 3 » بر تفقد دولتخواهان « 4 » محرّض آن « 5 » حضرت مىگردد ابد الدهر رقيب و رفيق باد ( * ) بالنبى و من والاه « 6 »
نوع دوم
چون حضرت سپهر اقتدار پادشاهى زيدت سلطنته محب مخلص را بتهنيت « 7 » فتحى كه دست داده و ظفر بر اعدا و اضداد كه ميسر شده مخصوص و مشرف فرموده است از كرايم عادات و شرايف ملكات و وفور كرامات « 8 » آنحضرت غريب و بديع ندانست و با وجود تمهيد قواعد يگانگى و رفع حجب « 9 » بيگانگى صدور اين حالات ( * ) با آنحضرت بحقيقت « 10 » در مقام اشتراكست و بين الجانبين « 11 » فرقى « 12 » متصور نه ذات همايون همواره متفقد احوال مخلصان دولتخواه و محبان بىاشتباه باد بالنبى و آله ( * ) و صحبه « 13 »
هامش
( 1 ) - ب : مخفوفه
( 2 ) - ب ت : به امتداد
( 3 ) - ج : كه - افزوده شده
( 4 ) - ب : دلخواهان
( 5 ) - ث : از
( * 6 ) - پ : حذف شده
( 7 ) - پ : تهنيت
( 8 ) - ث : اكرامات
( 9 ) - پ ث : حجّت ، ت : حذف شده
( * 10 ) - پ ج : بحقيقت با آن حضرت ، ت : تا انحضرت بحقيقتست
( 11 ) - ج : الحالتين
( 12 ) - ت : فرق
( * 13 ) - پ : حذف شده