اعرابست رسد « 1 » جمعى را كه نواب نامدار ( * ) صلاح و صواب « 2 » دانند « 3 » ببدرقهء محمل شريف روانه گردانند « 4 » و امثله شريفه « 5 » بامراى اعراب بوادى نافذ گردد تا اعراب طريق را از مزاحمت « 6 » وفد « 7 » عراقى و قفل شرقى زجر و منع كنند « 8 » و توجه ورود وفود فى امان الله و حفظه و حراسته بحرمين شريفين زيدا شرفا و جلالا بر اسهل « 9 » وجوه دست دهد و مثوبات ان « 10 » بروزگار شريفه ابدا و اصل گردد و امداد شكر و افراد دعاء حجاج بيت الله به حضرت رب العالمين جل جلاله از مساعدت آنحضرت متواصل گردد « 11 » ان شاء الله تعالى جهان بكام باد
نوع سوم
بر صوايب آرا و ثواقب افكار حضرت شهريارى ادام الله دولته دوام الزمان و صرف عن فنائها « 12 » طوارق الحدثان معروض و معلوم گردانيده مىآيد كه حكمت « 13 » ربانى جلّ ذكره و عمّ شكره در تفويض امور ( * ) سلطنت و مملكت « 14 » بپادشاهان اسلام « 15 » آنست كه مطامح انظار و مشارح « 16 »
هامش
( 1 ) - ج : رسند
( * 2 ) - ت : صواب و صلاح
( 3 ) - ج : داند
( 4 ) - ت : فرمايند ، ث : كردانيد ، ج : كرداند
( 5 ) - پ ث ج : عاليه
( 6 ) - پ ث ج : تعرض
( 7 ) - پ : و قد
( 8 ) - ت : كند
( 9 ) - پ ث ج : ايسر
( 10 ) - پ : حذف شده
( 11 ) - پ ت ث ج : شود
( 12 ) - آ : فنايه
( 13 ) - ت : بالغهء - افزوده شده
( * 14 ) - ث : مملكت و سلطنت
( 15 ) - آ : در حاشيه نوشته شده
( 16 ) - پ ت ث ج : مسارح