متغلبان « 1 » در مبادى احوال « 2 » جهانگيرى بودند و در چنين اوقات « 3 » از صدور چنين حالات چاره نيست منع ايشان از تعرض ( * ) روسا و رعايا « 4 » تعذرى داشت چون « 5 » بفضل حق « 6 » عزّ شانه و عظم سلطانه اكثر موانع مرتفع شد و امور مملكت بر وضع دلخواه قرار گرفت « 7 » مقرر شد كى نواب « 8 » ديوان بزرگ بتفحص متوجهات ديهها « 9 » و مزارع و واجبات ديوانى اشتغال نمايند و هر موضع را باهتمام « 10 » يكى از نوكران تعيين كنند و مال و متوجه و « 11 » بهره « 12 » محصولات و ارتفاعات را بوجه جامگى او مستغرق گردانند « 13 » و سپارش آن ديه و اهالى آنجا به دو « 14 » رود تا نوكران جلد بر سر ديه فرستند « 15 » و رعايا را از تعرض متغلبان و « 16 » صادر و وارد صيانت كنند « 17 » و همچنين « 18 » با امرا « 19 » و ايناقان و ساير نزديكان مقرر گردانيده شد كى بعد اليوم از هيچ آفريده بتخصيص رعايا
هامش
( 1 ) - ب پ ت : متعلقان
( 2 ) - ث : حذف شده
( 3 ) - پ : اوقاف
( * 4 ) - ج : رعايا و روسا
( 5 ) - ب : حو ، پ : حق
( 6 ) - پ : سبحانه - افزوده شده
( 7 ) - ج : و - افزوده شده
( 8 ) - پ : حواب ، ث : بالاى سطر نوشته شده
( 9 ) - پ : ديها
( 10 ) - ج : باهتمامى
( 11 ) - پ : حذف شده
( 12 ) - پ : ؟ ؟ ؟ هر
( 13 ) - پ : كردان ؟ ؟ ؟ د ، ت : كردانيد ، ث : كردانند
( 14 ) - ث : بد
( 15 ) - ب : فرسند ، پ ت ث ج : فرستد
( 16 ) - ث : حذف شده
( 17 ) - ث ج : كند
( 18 ) - ج : ؟ ؟ ؟ و
( 19 ) - پ : بامرا