عامست و داعى دولتخواه بدين نصيحت و ارشاد كه مسبوق « 1 » بر استمداد « 2 » و استرشاد بوده « 3 » بجان منت دار و چون مكاتبهء شريفه بمطالعه رسيد استماع اشارات « 4 » عاليه را « 5 » مادّه ورود « 6 » سعادت « 7 » و صدور كرامت « 8 » دانسته شد و در روز مقامى « 9 » وسيع و « 10 » عرصهء فسيح « 11 » از رعيت دور ( * ) بيرون شهر « 12 » جهت اقامت امرا و وزرا و ايناقان ( * ) و نواب « 13 » و ملازمان و ساير متعلقان تعيين رفت تا هركس « 14 » از ايشان سرايها و خانها سازند و مساكن و اماكن تعيين كنند و جمعى را كه استطاعت عمارت نبود از مال ديوان مساعدت رفت « 15 » تا هيچكس از ايشان بخانهاء « 16 » كدخدايان فرونيايند « 17 » و به هيچ بهانه بر در رعيت نروند و همچنين جهت ايلچيان اطراف نيز در حدود آن مواضع « 18 » ايلچى خانها ساخته « 19 » شد و مفارش و مطارح
هامش
( 1 ) - ج : مسوق
( 2 ) - ب پ ث ج : باستمداد ، ت : بر استمرار
( 3 ) - ت : بود
( 4 ) - ت ث ج : اشارت
( 5 ) - ب : حذف شده
( 6 ) - آ : ودود ، ب : ورد
( 7 ) - پ ث ج : سعادات
( 8 ) - ب پ ت ث ج : كرامات
( 9 ) - ب : مقام
( 10 ) - ب : حذف شده
( 11 ) - پ ث ج : بيرون شهر و - افزوده شده
( * 12 ) - پ ث ج : حذف شده
( * 13 ) - آ ث : بالاى سطر نوشته شده
( 14 ) - پ ث ج : يك
( 15 ) - ج : در حاشيه نوشته شده
( 16 ) - ث : به خانه
( 17 ) - ج : نيايد
( 18 ) - ت : موضع
( 19 ) - ب : نه