فرموده بسمع رضا استماع افتاد و چون باستكشاف « 1 » احوال ايشان اشتغال رفت معلوم شد كه تردد ايشان در بازارها پيش از ايام اعياد و نيروزات نيست و در غير آن « 2 » مواسم متعرض به هيچ « 3 » آفريده نمىشوند ( * ) حكم رفت كه « 4 » بعد اليوم قطعا و اصلا « 5 » بر در خانهاء امرا و اكابر و در بازارها نروند و مبلغى كه ايشان را ازين ( * ) راه گذار « 6 » مىرسيد « 7 » از اصل مال اضافت جامگيات ايشان كرده « 8 » شد « 9 » تا به هيچ بهانه زحمت مردم ندهند همواره ورود چنين اشارات « 10 » را « 11 » كه موجب نيكنامى اطراف و سبب ترفّه « 12 » خلايق است ترصد و ترقب مىرود جهان بكام باد
« * 13 » نوع هفتم در اجابت دفع « 14 » مزوّران « * 13 »
بعد از احاطت ضمير باحاسن « 15 » تقرير و محاسن « 16 » تحرير اشارتى كى در باب مزوران در سلك عبارت آمده و ( * ) بهروجه « 17 »
هامش
( 1 ) - ت : استكشاف
( 2 ) - پ : از
( 3 ) - پ ث ج : هيج
( * 4 ) - پ : حكم حاكم وقتست كه
( 5 ) - پ : اصل
( * 6 ) - ج : رهكذر
( 7 ) - ب : رسد
( 8 ) - ج : كرفته
( 9 ) - پ : شود
( 10 ) - ب پ : اشارت
( 11 ) - آ ب : حذف شده
( 12 ) - ث : ترفيه
( * 13 ) - ( * 13 ) - ب : حذف شده ، مزوّران : ث - مزو
( 14 ) - ت : منع
( 15 ) - ب : ؟ ؟ ؟ احاسر ، ت : ؟ ؟ ؟ احاسين
( 16 ) - ت : محاسن
( * 17 ) - ت : هرجه