مىماند « 1 » « * 2 » و حكام متغلب متعدى چند بدعت ديگر احداث كردهاند كه « 3 » موجب مزيد ضعف حال و انكسار « 4 » رعايا مىگردد بتدبير اين « 5 » قضايا بعد از استعلام « 6 » از ارباب خبرت و اصحاب وقوف اهتمام فرمودن از جملهء واجباتست مع ذلك « * 2 » اگر فايدهء ازين طوايف « 7 » بخزانه مىرسد كه در وجه مصالح لشگر نشيند « 8 » ناچار اين صورتها را تحمل توان كرد و اگر ازين « 9 » جماعت خزانه را فايدهء نيست چرا بايد كى بندگان خداى تعالى ( * ) كى استحقاق مراحم « 11 » و عواطف بىنهايت دارند و ودايع حقاند « 10 » مضطرب الحال « 12 » باشند پس تدبير آنست كى ( * ) حكم مطاع نفاذ يابد كى « 13 » در معاملات « 14 » استقراض كى « 15 » پيش ازين بر هژده دينار يك اقچه در يك ماه بمرابحه « 16 » مقرر بودى اگرچه شرعا روا نيست اما تا « 17 » معاملات « 18 » از ميان مردم برنيفتد بر همان
هامش
( 1 ) - آ : يابد
( * 2 ) - ( * 2 ) - پ ج : تدبير اين قضايا از اهم مهمات سلطنت است ، ث : حذف شده
( 3 ) - ت : حذف شده
( 4 ) - ب : ضعفا و - افزوده شده
( 5 ) - ت : حذف شده
( 6 ) - ب : اعلام
( 7 ) - ث : قضايا
( 8 ) - ب : ؟ ؟ ؟ ند ، پ : مىبشيند
( 9 ) - ت : اين
( * 10 ) - پ ج : من جميع الوجوه ، ث : حذف شده
( 11 ) - ت : مزاحم
( 12 ) - پ ث ج : حال
( * 13 ) - پ ج : اولا ، ث : حذف شده ، ب : حكم مطاع نفاد بايد كه
( 14 ) - ب پ ث ج : معاملت
( 15 ) - ج : حذف شده
( 16 ) - پ ث ج : حذف شده
( 17 ) - پ : حذف شده
( 18 ) - ب پ ث ج : معاملت