الله عليه كه ازهد و اورع و اعدل و اصلح وزراى روى زمين بود « 1 » آوردهاند « 2 » كه « 3 » وقتى « 4 » كه « 5 » وزارت سلطان سعيد ملكشاه طاب ثراه داشت جمعى از اصحاب اغراض سلطان را بر مولانا وحيد الدين بيروز « 6 » كوهى كى افضل عصر و معتقد فيه خواجه نظام الملك بود « 7 » متغير گردانيدند بر وجهى كه سلطان او را بند كرده بقلعه فرستاد « 8 » و ان بزرگ مدتى « 9 » مديد محبوس ماند « 10 » هرچند خواجه « 11 » نظام الملك مىخواست كى در ازالت اين « 12 » معنى كوشد و سلطان را با او بر سر عنايت اورد ميسر نمىشد و ( * ) سلطان راه « 13 » باز نمىداد چون « 14 » خواجه نظام الملك دانست كى تدابير « 15 » او مفيد و منتج « 16 » نمىآيد خربندگان سلطان را طلب داشت و از كميت ايشان سوال كرد گفتند خربندگان سلطان و از ان خواجه صد « 17 » و
هامش
( 1 ) - ث : حذف شده
( 2 ) - ت : اند - حذف شده ، ث : بالاى سطر نوشته شده
( 3 ) - ب پ ث ج : كه در ، ت : حذف شده
( 4 ) - ت : حذف شده
( 5 ) - پ : كه در
( 6 ) - آ : ؟ ؟ ؟ روز ، ب : ؟ ؟ ؟ رور ، پ : ؟ ؟ ؟ يروز
( 7 ) - پ : بود و
( 8 ) - پ ث ج : و حبس فرمود - افزوده شده
( 9 ) - ب : مدت
( 10 ) - پ ث ج : بماند
( 11 ) - ث : بالاى سطر نوشته شده
( 12 ) - ب پ ج : آن
( * 13 ) - پ : سلطانرا
( 14 ) - ت : و
( 15 ) - ب : تدبير
( 16 ) - پ : م ؟ ؟ ؟ جح
( 17 ) - ب : حذف شده