شنيدم كه با پور روشن « 1 » روان * ملك شاه گفت آن شه كامران
كه ما را شهى « 2 » بهر آن دادهاند * بدين پايگه « 3 » زان « 4 » فرستادهاند
كه داد و دهش پيشهء ما بود * نكوكارى « 5 » انديشهء ما بود
نخفتيم زان « 6 » در شب قيروش « 7 » * كه تا « 8 » ديگران را برد خواب خوش
هزار آفرين بر چنان شاه باد * بران داور افسروگاه باد
اگر شاه را « 9 » داد « 10 » ايين بود * ( * ) كشاورز را « 11 » بيل زرين بود
ز شوره « 12 » برويد گل و ارغوان * چو « 13 » باران گهر بارد از اسمان
داعى دولتخواه و محب بىاشتباه را « 14 » آنچ از محض اخلاص « 15 »
هامش
( 1 ) - ت : نوشين
( 2 ) - ت : شاهى
( 3 ) - ت : پايگاه
( 4 ) - ت : بهران
( 5 ) - ت : نيكوكارى
( 6 ) - آ ث : از ان
( 7 ) - ت : قيدوش
( 8 ) - آ : بالاى سطر نوشته شده ، ت : حذف شده
( 9 ) - ت : ر
( 10 ) - ث : و - افزوده شده
( * 11 ) - پ : كه شاوررزا
( 12 ) - ت : رشوه بره
( 13 ) - پ : جه
( 14 ) - ت : در
( 15 ) - ب : محلص