دكتر محمد جعفر جعفرى لنگرودى ، ترمينولوژى حقوق ، چاپ 14 ، تهران 1383 .
شرح
( 14 ) . « موقوفات تهران و تحول شهر 1320 - 1269 » ، اينجا طهران است ، صص 184 .
( 15 ) . در مدت 4 سالى كه مكاتبات بين ميرزا حسن و ميرزا حسين ادامه داشت ، ميرزا حسين خان جمعا مبلغ 54000 تومان به اقساط مختلف ، بهطور متوسط 360 تومان به تهران مىفرستاد و هربار ميرزا حسن مقدارى را به قرض مىداد . مبلغ قرض بهطور متوسط 237 تومان بود ، به مدت 2 ماه تا يك سال و حد وسط بهره آن تومانى 3 شاهى يا 18 % بود .
وثيقه قروض خانه ، دكان و گاه جواهر بود .
ميرزا حسن به آشنايان و اشخاص مطمئن قرض مىداد و بهنظر مىرسد ، اغلب مردم به اصرار قرض مىگرفتند . البته پس گرفتن پول هميشه آسان نبود و گاهى از موعد آن مىگذشت . بهطور كل پول در دست مردم كم بود و در اداى دينشان درمانده مىشدند . يك بار شخصى به نام الياهو كه با آنها زياد معامله مىكرد ، از 1000 تومان قرض ، تنها 870 تومان را به موقع پس داده و 130 تومان بقيه را نتوانسته بود بپردازد . گاه مردم ، مبلغ نسبتا نازلى مانند 25 تومان را نمىتوانستند 2 ماهه سر موعد پس بدهند . عيد سال 1308 ه ق كه بازار بسته بود ، صرافها و تجار از لحاظ پول بسيار در مضيقه افتاده بودند .
يك بار ميرزا حسين خان به ميرزا حسن مىگويد : « مگر نه اينكه هميشه طلا و نقره و جواهر براى رهن در دست مردم زياد بود ، پس چرا اكنون پولى وجود ندارد » . ميرزا حسن مىگويد :
« عزيز جانم ! طلا و نقره و جواهر كى يافت مىشود ؟ هركس طلا و نقره و جواهر در دست داشته باشد ، همان وجه نقد است ، بهخصوص طلا خيلى قيمت پيدا كرده و كمياب است ، دارندهء او محتاج به قرض و تنزيل نيست » .
بعضى از تجار ، بسيار غنى بودند ، مانند آقا عبد الحسين كاشى كه حاضر نبود يك شاهى و نيم بيشتر تنزيل بدهد و خير الحاج ، حاجى على اكبر شيرازى ، هميشه قول ميرزا حسن اقلا صد هزار تومان ، صد و پنجاه هزار تومان نقد در صندوق داشت ، ولى ميرزا حسن نتوانسته بود بنا به خواستهء ميرزا حسين خان با او معامله كند و چون به او قرض نداده بود ، ناگزير مبلغى به يك يهودى از قرار تومانى 3 شاهى داده بود و مقدارى جواهر گرو گرفته بود و بقيهء پول را به صندوق سفارت سپرده بود .
« خريد و فروش زمين در تهران ، نگاهى به اوضاع اجتماعى تهران در اوايل قرن 14 ه ق » ، اينجا طهران است ، صص 174 - 155 .
( 16 ) . پليس تهران از روى دادهايى كه در محلات مختلف رخ مىداد ، گزارشى تهيه مىكرد كه در پايان هرروز به امضاى كنت دومونت فورت - رئيس ايتاليايى پليس تهران - مىرسيد . در اين