تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در محضر شيخ فضل الله نورى ، اسناد حقوقى عهد ناصرى ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
آشتى دهد .
شرح
( 18 ) . همان . در مورد رابطهء زن و شوهر زياد اطلاعى نداريم ، چون به‌طور كل در مكاتبات آن زمان مسائل مربوط به زنان زياد مطرح نمىشد ، ولى در مكاتباتى كه بين دو نفر قوم و خويش ميرزا حسن با ميرزا حسين ردوبدل مىشد ، گاه مطالب خانوادگى هست و به خصوص مىبينيم كه طلاق تا چه حد آسان بود . ظاهرا ميرزا حسين مىخواست زنش را - كه صبيهء حاجى محمد رضا بود - طلاق دهد و ميرزا حسن مخالف بود . مىنويسد : « او مثل زرخريد است » و سفارش مىكند ، با او به ملايمت رفتار كنند . صبيهء محمد رضا مدتى مىگويد حامله است تا شايد او را طلاق ندهد ، ولى بعدا طبق دستور ميرزا حسين خان ، ميرزا حسن مأمور مىشود كه او را وكالتى طلاق بدهد . توضيحى كه ميرزا حسن در آن باره مىنويسد : نشان دهندهء ضعف اجتماعى زنان است . « روز گذشته ، به‌خصوص جهت رد كردن مهريهء صبيهء مرحوم حاجى محمد رضا به شهر رفتم و طرف عصر درب خانهء ملايى رفت ، آن ملا در خانه نبود . ماه صفر است و ملاها تمام صبح و عصر و شب به مجالس روضه و دعا . . . مشغول‌اند . آخر الامر جناب آقا سيد على اكبر را كه از معارف ملاها است گير آورده ، خواهش نموديم كه توجهى در اين باب مبذول فرمايند ، ولى اشكال پيدا شد كه بايد چهار نفر شاهد به تعريف كه آقا آن‌ها را مىشناسد و آن‌ها هم معرفت در حق ماها دارند حاضر شوند كه دو نفر معرف بنده شوند و دو نفر ديگر معرف صبيهء مشار اليها - اگرچه دو نفر همراه من بودند چون آقا آن‌ها را نمىشناخت - بلافايده بود . مدتى درب خانهء آقا معطل و حيران بوديم . از حسن اتفاقات عيال آقا با عيال مرحوم حاجى محمد رضا در اندرون باهم شناخت درآمدند ، اين فقره مايهء تسهيل امر شد . تنخواه را حضور ايشان تسليم نمود ، قباله را آقا نوشته دريافت نمودم » . سپس مىنويسد صبيهء محمد رضا به محض اين‌كه وجه را مىبيند « مثل ابر به گريستن آغاز مىكند » . « زن در جامعهء قاجار ، موقعيت اجتماعى زنان در آغاز قرن 14 ه ق » ، اينجا طهران است ، صص 285 - 251 . ( 19 ) . كتك خوردن زن‌ها از شوهرانشان رايج بود . از 114 فقره اختلاف بين زن‌ها و شوهرها كه در گزارشات پليس ثبت شده است . 28 مورد زنان از شوهران كتك خورده و شكايت كرده بودند و در 24 مورد در اثر نزاع ، زنان ترياك خورده بودند . خوردن ترياك هميشه به مرگ منجر نمىشد ، چون در منازل جمعيت زياد بود و باخبر شده و به مداوا مىپرداختند ، ولى چنين اقدام عاجزانه‌اى در يك نگاه كلى مىتواند نشانهء فشار ، افسردگى و نارضايتى زنان باشد . چنان‌كه وقتى شهاب الملك صيغه‌اش را رها كرد و حكم كرد دخترش را از او بگيرند ، ضعيفه « ضعيفه به اين واسطه مقدارى