رواق منظر چشم من آشيانهء تست * كرم نما و فرود آ كه خانه خانهء تست
73
زاهد نكند گنه كه قهارى تو * ما غرق گناهيم كه غفارى تو
479
زبان شكستهترم از قلم نمىدانم * كه شرح آن به كدامين زبان كنم تقرير
489
ز زلف پرده به رخسار لالهگون مفكن * كليد گنج سعادت به دست مار مده
450
ز ضرب سنانش فلك پشت خم * اسير كمندش دو صد جاه جم
با يك بيت ديگر 185
ز ويرانهء عالمش بود رنج * نهان گشت در خاك مانند گنج
302
ز هر چه در نظر آيد زمانه گرد برآرد * چنان مگرد كه در ديدهء جهان بنمائى
675
زهى تصور باطل زهى خيال محال
766
زهى جوهرت گوهر آسمانى * توئى عقل اول توئى نجم ثانى
با چهار بيت ديگر 178
سزد كه سلطنت اكنون كند سرافرازى * كه سايه برش افكند خسرو غازى
10
شاه گردون سرير اسماعيل * آن كه چون مهر در نقاب شده
327
شاهى كه چو خورشيد جهان گشت قرين * بز دود غبار ظلم از روى زمين
327
شهرى است پر ز حسرت و غم شهريار كو
505
شيطان شيطان ديد و كلرى كربوايسه * من راضيم ايمانمى شيطان اپاره
711
طهماسب شاه عادل كز نصرت الهى * جا بعد شاه غازى بر تخت زر گرفتى
327
ظفر ملازم و نصرت رفيق و بخت قرين
91
عاشق چو رخ تو بيند از جان گذرد * تير نگهت ز سينه پران گذرد
711
عرش است نشيمن تو شرمت نايد * كائى و مقيم خطهء خاك شوى
301
عنان حسن به چشمان فتنه بار مده * به دست مردم پر فتنه اختيار مده
450
غلط كردم به پا رفتم از آن سرما ربود از من * گناه از جانب من بود و جرمى نيست سرما را
475
قطرهاى بود به دريا پيوست * ذرهاى بود به خورشيد رسيد
22 ، 439
قلم اينجا رسيد و سر بشكست
548
كلاه زنكلهء مهر بر سر صبح است * به عهد خواجه مگر آب كرده است به شير
481
كو نكلوم قوشين اول نرگس فتان آپاره * كيمدور كه اونن غمزه سيدن جان آپاره
710
كه بگيرد به تيغ چون خورشيد * هر چه خورشيد را بر آن گذر است
654
گرت بال پرواز چون تير نيست * به اين خانه رفتن ز تدبير نيست
300
گر شخص ترا سايه نباشد چه عجب * تو نورى و آفتاب در سايهء تست
419
گرفتم خانه در كوى بلا در من گرفت آتش * كسى كاو خانه در كوى بلا گيرد چنين گيرد
318
گر نباشد دور باش از پيش و بس * دور باش نفرت خلق از تو بس
437
گويا من و تو دو شمع بوديم به هم * كايام ترا بكشت و من مىسوزم
318
لب مكيدى و من از شوق فتادم بى خود * با تو كيفيت اين باده ندانم چون كرد
475