تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1081

مساهمون:

ص١٠٨١
افاضل و طلبه در آن بىشمار و هر كس از بلاد بدانجا به جهت تحصيل رفت علامهء زمان و نادر دوران گرديد و تفصيل آن مما لا يعد و لا يحصى و از زمان سابق تا اين اوان چنانست در متانت و خصوصيت آن بلدهء جنت منزلت كسى را سخنى نيست چنانچه شيخ العاشقين سعدى شيرازى عليه الرحمه و المقفره ميگويد . ص 921 س 10 : فرمودند و هم در اين سال در دار الملك شيراز شاه صاحبقران جهت تسخير قلعهء اصطخر مبلغ يكهزار تومان تبريزى نذر شرعى فرموده بودند كه بعد از گرفتارى يعقوب مردود تصدق فرمايند . بعد از انجام مرام و انجاح مدعا و استجابت دعا مبلغ مذكور را به جناب عباس على سلطان شاملو كه در سلك اتقياء و صلحا و زهاد موصوف و مندرجست داده مشار اليه بسادات و صلحا و فقرا و علما و مستحقين رسانيدند . ص 921 س 11 : بوداق خان كه وى همگى منظور نظر كيميا اثر بود و به آيوقرداش مخاطب مىشد در شب صحبت شراب . . . ص 921 س 15 : به يزد رفته همين در روز از صباح تا شام طى راه نمود با وجود آن شب استراحت مىنمودند بعد از وصول و نزول در آن خطهء دلگشا . . . ص 921 س 23 : مأمور بود چون سفر تسخير كرمان با نواب خان زمان فرهادخان رفيق بود و در آن سفر جانسپارى بسيار و خدمات بىشمار به تقديم رسانيده بود نواب خانى در مقام تربيت او درآمده بمسامع عز و جلال رسانيد كه او را وزير ديوان گردانند چون شش ماه به سال نو مانده بود و ميرزا لطف اللّه وزير مبلغ بيست هزار تومان تقبل نموده بود كه به سر كار خاصهء شريفه و اصل سازد و در ميان بود شاه جهانيان بواسطهء مصلحت مشار اليه را مستوفى الممالك گردانيده ضمنا قرار دادند كه در اول سال نو او را پاىبوس وزارت بفرمايند . نواب حاتم بيك در دار العبادهء يزد مستوفى الممالك گشته . . . ص 922 س 12 : شدت سرما و برودت هوا تا دار السلطنهء قزوين توقف نفرمودند و چون بكاشان رسيدند در آنجا كورحسن استاجلو بقتل رسانيدند . . . ص 922 س 17 : بتماشاى آئين‌بندى كه اهل قزوين چهار بازار و ميدان سعادت را كرده بودند . . . ص 923 س 17 : خراسان گردد مشار اليه در كتاباد قزوين جهت آنكه . . . . « 1 » روز بنوروز مانده بود توقف فرمود كه آن سال را در خدمت و ملازمت اشرف دريافته بپاىبوس سرافراز گردد

سال دوازدهم از پادشاهى خراسان و سال پنجم از سلطنت عراق و تبريز و فارس و كرمان آن نظر كردهء خالد منان

نوروز توشقان ئيل روز پنجشنبه 25 شهر جمادى الاول سنهء تسع و تسعين و تسعمايه شاه
هامش
( 1 ) - نامشخص است