تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 860

مساهمون:

ص٨٦٠
شاه فلك تابع فيروز جنگ * گلبن اين روضهء فيروزه رنگ
سرور مه رايت بهرام « 1 » جاه * صفدر مهر آيت گردون پناه
داغ نه « 2 » ناصيهء سركشان * تيغ زن « 3 » تارك گردنكشان « 4 »
داور عادل دل عالىنسب * والى كافى « 5 » كف والاحسب
حكومت و دارايى مشهد مقدس « 6 » را به ابراهيم خان برادر مرشد قلى خان شفقت فرموده ، در عشر اول شهر رمضان مبارك سنهء خمس و تسعين و تسعمائه از مشهد [ مقدس ] عرش منزله بيرون فرمودند . نظم « 7 » :
سلاطين كه كشورگشايى كنند « 8 » * به توفيق حق پادشاهى كنند « 9 »
چو يابند تأييد از لطف حق * شود حال ايشان به ديگر نسق
نباشد چو ديگر كسان كارشان * بود بوالعجب « 10 » جمله كردارشان
نينديشد « 11 » از دشمن كينه‌خواه * نيارند باك از جهانى « 12 » سپاه
چو سازند اعلام همت بلند * ببندند خلقى به خم كمند
و گر فكر تسخير كشور كنند * به يك حمله ملكى مسخر كنند
بهر سو كه تازند بهر ستيز * برآرند از عالمى رستخيز
( شبى گر خيال شبيخون « 13 » كنند * به يكدم جهانى دگرگون كنند ) « 14 »
چون رايات ظفر آيات عز و جلال به سبزوار رسيد ، خبر توجه شاه كامياب به جانب « 15 » عراق در دار السلطنهء قزوين محقق شد و در روز چهارشنبه بيست و ششم شهر شوال سنهء مذكوره اين خبر خير اثر در دار السلطنهء اصفهان به نواب شاه « 16 » سلطان محمد و شاهزاده ابو طالب ميرزا و ساير خانان و امرا رسيد ، تزلزل تمام در ايشان پيدا شده ، تفصيل آن و عاقبت احوال ايشان در محل خود تحرير خواهد يافت . از مستحسنات امور آنكه در هنگامى كه شاه كامياب مالك رقاب از مشهد مقدس بيرون آمده متوجه عراق بودند ، حضرت رب العزه آن اعليحضرت « 17 » را پسرى كرامت فرمودند . ( نظم « 18 » :
يكى غنچه از باغ شاهى دميد * كز آنسان « 19 » گلى چشم گيتى نديد ) « 20 »
منهيان اين مژده را به سمع شاه عالميان رسانيدند . شاه سكندر سپاه وى را موسوم به سلطان صفى
هامش
( 1 ) - ن : بهرام و جاه ( 2 ) - ن : نهى ( 3 ) - م ، ن : زبان ( 4 ) - ب ، م ، ن : گردون كشان ( 5 ) - ب ، م ، ن : كاف و كف ( 6 ) - م ، ن : مقدسه ( 7 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 8 ) - م ، ن : كند ( 9 ) - م ، ن : كند ( 10 ) - ب ، م ، ن : بالعجب ( 11 ) - مز : نيندشند ( 12 ) - ب ، م : جهان ( 13 ) - م : شبخون ( 14 ) - ن : بين الهلالين را ندارد ( 15 ) - م ، ن : « به جانب عراق » ندارد ( 16 ) - ب ، م ، ن : سلطان شاه محمد ( 17 ) - ب ، م ، ن : عاليحضرت ( 18 ) - م : ندارد ( 19 ) - م : كز اينسان ( 20 ) - ن : بين الهلالين را ندارد