سهجانبه و اعلاميهء معروف سران سه دولت را كاملا در مد نظر بگيرند و موجبات خارج شدن نيروى خارجه را پيش از دوم مارس 1946 كه رسما تعهد كردهاند از ايران فراهم بياورند كه دست دولت در عمليات و اصلاحات باز شود . دولت قبول كرد مشروط بر آنكه كميسيون براى مدت قليلى باشد هرگاه با اين نظريه موافقت شده بود ، فورا به اطلاع مجلس ميرسانديم تاكنون جوابى نرسيده است .
پس از يأس از نتيجهء اين مذاكرات و تكميل مراتب رعايت نزاكت به نمايندگى ايران در مجمع ملل متحد دستور داديم كه موضوع ايران را در نمايندگى طرح كنند و نظر بلياقت ثابته آقاى تقىزاده را برياست مجمع نصب نموديم .
يادداشت نمايندگى ايران 29 دىماه
چون دولت شوروى بوسيلهء مأمورين و نيروهاى مسلح خود در امور و شئون داخلى كشور ايران مداخله نموده و اكنون در ايران وضعيتى بوجود آورده كه ممكن است موجب اختلال وضع عمومى و بين المللى شود بموجب مادهء 34 اساسنامهء ملل متحد دولت ايران بارها مجاهدت نمود با دولت شوروى از راه مستقيم وارد مذاكره شود ولى اين مجاهدت نتيجه نبخشيد لذا هيئت نمايندگى ايران در سازمان ملل متحد از جانب خود احترامات فائقه را تقديم و تقاضا مينمايد بموجب مادهء 35 اساسنامه حل و فصل اين شكايت مورد دقت شوراى امنيت قرار گيرد تا اين شورا بتواند راه مناسبى پيدا كند و توصيه نمايد .
استيضاح
قرار و مدارها داده شده است ، دورهء مجلس در شرف انجام است ، بقول مرحوم مستوفى هنگام برهكشى است ، حق و ناحق بايد استيضاح كرد .
آقاى تهرانچى در جلسهء 29 دىماه سخن از استيضاح راند ، مصدق گفت ممكن است استيضاح را خود ايشان قبول كنند ، فرهودى ورقهء استيضاح را تقديم مجلس كرد .
چون معلوم بود مقصود و مقصد چيست ، عصر يكشنبه 30 ديماه آقاى حكيمى استعفاى خود را بحضور همايونى تقديم و من تأسف خوردم ، حكيمى زياد فعال و خودنما نيست لكن حسن نيت دارد و جز در مصلحت مملكت قدم نميگذارد . از پيشنهاد وزير ماليه پيداست كه حكيمى جدا درصدد اصلاحات اساسى بوده است و براى مردمفريبى كار نميكرده است چه بايد كرد كه ميدان دست هوچى است .
اواخر دى 1324 آقا ميرزا سيد ضياء الدين نزد من آمد كه داخل كار شوم ، سپس امير جنگ برادر جعفر قلى خان سردار اسعد و باز روحى و طاهرى از وكلاى مجلس اعادهء مطلب نمودند ، گفتم يازده سال است كه از كار بركنارم ، مردمى كه روى كار آمدهاند نميشناسم ، وضع مجلس و روزنامهها مشوق نيست ، بقول مرحوم مستوفى مىبينم كه امثال من مشترى ندارند ، نميدانم از من چه كار ساخته است ؟ گفتند همينقدر ميخواهيم كه خانهء ما را در حالىكه خوابيم نفروشند گفتم اين مقدار از من ساخته است رفتند و به حمد اللّه برنگشتند ، شنيدم سفارت شوروى مخالف بوده است . در مسافرت من بشيراز هم مخالف بودند در روزنامه خواندم كه فلانى پير است . بلى ! قدرت زورخانه ندارم .
كابينهء قوام
6 بهمن 1324 بين پيرنيا و قوام قرعه كشيده شد 51 رأى به حسن پيرنيا افتاد و 52 رأى به قوام با نيم رأى علاوه هم نوبتى اسفنديارى رياست مجلس يافت .
28 بهمن قوام وزراى خودش را در مجلس معرفى كرد ضمنا اظهار داشت رفع اشكالات مقدم بر برنامه است معهود است من فردا صبح به طرف مسكو راه هوا پيش بگيرم .
صبح 29 با طيارهء مخصوص كه از مسكو رسيده بود با همراهان حركت نمودند فيروز مدير رعد امروز كه بمعاونت سياسى نخستوزير منصوب شده است همراه است .
چه انتظار شوروى داشت ، چه اميدوارى قوام ، موقوف به موقع مراجعت بايد نمود .