خواست و بغرضى كجتابى ميكرد .
اما از تقسيم خالصجات مكرر صحبت شده است ، بتقليد ، نفهميده و براى دماگوژى . بلى ! در چين از دو هزار و چهار صد سال قبل زمين ملك آسمان است و مالك پسر آسمان كه خاقان باشد بهر نفرى مقدارى زمين ميدهند كه زراعت كند . ماليات عبارت از اجارهء زمين است جز زارع كسى حق داشتن زمين را نداشته است نبايد فراموش كرد كه در چين محتاج قنات نيستند .
غوغاى تقسيم اراضى اروپا در ايران موضوع ندارد ، در اروپا زراعت ديمى است و در موارد ضرورى زمين از رودخانه مشروب مىشود . نكتهء ديگر آنكه حاصل را تمام مالك و ارباب ميبرد برعيت اجرت ميدهند ، رعيت اجرت خودش را با گنبدهاى خرمن « 1 » قياس مىكند و مغبون ميداند مخارج را به نظر نميآورد . در ايران از ديرگاه رسم تقسيم بوده است غالبا حاصل پنج قسمت مىشود به نسبت آب ، خاك ، كارگر ، گاو و بذر ، سه قسمت رعيت ميبرد ( گاو ، كارگر ، بذر ) دو قسمت ارباب ( آب و خاك ) ماليات ، روفتن قنات ، تعميرات ده با مالك است عند الواقع مالك يك سهم ميبرد ، در دست خرده مالك ده خراب مىشود ما مىبينيم املاك مشترك بين دو مالك در نتيجهء اختلافات خراب شده است . در كشمكش بين مالك مختلف قنات از آب مىافتد و قلعه خراب مىشود اينكه برعيت نبايد تعدى بشود صحيح است چاره تقسيم ملك بين خرده پا نيست تعديلات ديگر است .
در مملكتى كه ايلات دارد و هرروز مشغله راست مىشود ، رادمنش مدعى است كه مصارف نظام بهتر است صرف آبادى بشود ، نظام يا امنيه نباشد آباديها هم خراب خواهد شد ، ما از اخلاق خودمان غافليم نطق براى خودنمائى ميكنيم كه چيز تازهاى گفته باشيم ولو بىمنطق . غوغاى آذربايجان را در نتيجهء سوء اعمال عمال دولت دانست گمان مىكند ماجراجويان سنگ ملت به سينه ميزنند لا و اللّه بهانهاى است براى رسيدن بنوائى . صحبت از نهضت دموكراسى مىشود ( بدبخت دموكراسى كه معلوم نيست در تحت اين لفظ چه نظرات است شدنى است يا نشدنى ) جز دماگوژى حرفى نميشنوم و دماگوژى است كه رشتهها را پاره كرده است و همه از بستنش عاجزند .
19 دىماه در مجلس صحبت از كميسيون سه جانبه پيش آمد كه نمايندگان امريكا و انگليس و ايران در امور مملكت مداخله كنند البته معايب بسيار داشت و قبول آن بمحسناتش نمىارزيد .
نهم دى تهرانچى ورقهء استيضاح تقديم مجلس كرد ايراد بسيار است با اوضاع حاضره غالبا غيروارد ، عمده غوغاى آذربايجان است و رفع آن در حيز قدرت دولت ايران نيست اما بهانه است .
خلاصهء نطق حكيمى در مجلس
قدرى از اتحاد و اتفاق و توجه به اشكالات صحبت فرموده از پيشآمدها در نتيجهء جنگ تذكار دادند و اينكه در سياست خارجه دولت كل سعى را كرده است كه با دول صلحدوست خصوص امريكا و انگليس و شوروى بهترين روابط را حفظ كند نهايت اهتمام شده است كه شالودهء روابط با شوروى بر پايهء محكمى برقرار شود متأسفانه در اين راه چنان كه اميدوار بوديم تاكنون مقصود حاصل نگرديده باز از فقدان اتحاد و اتفاق ( و برخورد به درد ) شكايت كردهاند بحران در اينموقع مصلحت نيست و با خاتمه دادن به بحران هرچه از دستم برآيد حاضرم .
آنچه نظر به رفع اشكالات ميسر بود با مسكو مذاكره كردم جوابى نرسيد ، ميدانيد كه در كنفرانس وزيران خارجهء سه دولت كه در مسكو هم تشكيل شد ما به آن كنفرانس توسل جستيم از طرف امريكا و انگليس اظهار شد كه با رضايت ايران كميسيونى بتهران بيايد مقررات عهدنامهء
هامش
( 1 ) - ابو عبد اللّه معاوية بن يسار وزير مهدى عباسى رسم مقاسمه را برقرار كرد ، مىشود گفت قدما دموكراتتر بودند بهمينجهت هم آتش فساد از مغرب برخاست .