تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
ترجمه از تركى .
گل با همه پرده‌پوشى خود * بىپرده عيان شود بگلزار اين چيست گرفته‌اى به پيكر * وين چيست نهاده‌اى برخسار از پيكر خويش پرده برگير * وز صورت خود نقاب بردار آن پرده كه پرده‌دار خلقت * پيچيده ترا در آن به حكمت آن چادر زرنگار تقوى است * آن پردهء عفت است و عصمت امداد نما به زندگانى * بنماى به كار مرد شركت اين خانه كه گشته است بنياد * از سعى دو تن بگردد آباد اين رنج برد پى معيشت * و و آن سعى كند كه اين زيد شاد پاينده بماند آن سرائى * كز مهر كنند اين دو آباد
ترجيع‌بند پنجاه و چهار بيت است همه متناقص خيالى ميآيد و گفته مى - شود معايب به نظر ميرسد فكر برميگردد درو گشودن مستلزم تخطى از عفت است بايد به تشكيل خانواده گريز زد به تقوى اشاره نمود ترك پرده در فكر بسحق هم بوده است .
بدلمه‌گر برسى گو كه پرده از سر گير * جمال قورمه بمانى تو تا به كى پنهان
صرف‌نظر از مراتب ديگر دوام عبا و چادر روى اقتصاد بود هركه هرچه در برداشت مستور بود .
امداد نما به زندگانى * بنماى به كار مرد شركت
لازمهء امداد به زندگانى اگر رفع حجاب باشد رفع حجب و حيا زندگانى را خراب كرد در اروپا عفت و ناموس را فداى تجارت كرده‌اند زن را مضطر ميخواهند كه اجرت كمتر بدهند بايد نصف‌گذران را شب به زحمت بدست بياورند تا آخر عمر صاحب زندگى نميشوند .
امداد نما به زندگانى * بنماى به كار مرد شركت
زنان بدرفتار در شهر هستند و بوئى از نقشه برده بودند در درشكه‌ها باروى باز حركت مى -