هدايت جدالى
گوهرى كاندر سخن فردوسى طوسى نشاند * تا نپندارى كه كس از جملهء انسى نشاند
اول از بالاى كرسى بر زمين آمد سخن * او دگر بارش به بالا برد و بر كرسى نشاند
وزارت فرهنگ مدالى بيادگار آن جشن سكه كرد و منتشر نمود يكى هم به من رسيد گزارش جشنها و خطابهها و مقالات تاريخى كه در اين موقع ايراد شده بود در دىماه 1313 بطبع درآمد در مراجعت شاه فرمودند هدايت خوب از عهده برآمد و مقصودشان مصطفى قلى كمال هدايت بود اخوىزاده گفتم او سالها رئيس تشريفات وزارت خارجه بود در پذيرائى خارجه ورزش دارد .
اتحاد بين المجالس
اتحاد بين المجالس يا مجلس المجالس دستوپاى بيهودهايست براى فريب ورزشكاران گود زورخانهء سياست و همه ملتفتند ، در موقع انعقاد عهدنامهء حكميت بين امريكاى شمالى ( متحابه ) و فرانسه و انگليس در پاريس عنوان يافت ، براى تأمين صلح عمومى ايجاد شد ( 1888 ) در سال بعد اولين بار كنفرانس مزبور در پاريس با حضور 96 نفر نمايندگان مجالس ممالك اروپا و امريكا تشكيل شد ، در 1921 در سوئد جمع شدند در مدت جنگ تعطيل شد و قصد اساس تأمين صلح بود .
در دورهء هفتم تقنينيه ( 1309 ) مجلس ايران عضويت آن مجلس را قبول كرد ( ما هم هستيم ) در مجمع 1313 كه در اسلامبول تشكيل ميشد شركت كرديم نشستند و گفتند و برخاستند تا گربهء ميوميوكن در يك سهم است و قاطر لگد زن در يك سهم ، صلح برقرار نخواهد شد و جوامع سر بىصاحب ميتراشند .
رفع حجب يا حجاب سوقات آنكارا
مجالس نشاط لوليدن مرد و زن در بساط انبساط ميآورد و نفس را انتعاش ميدهد ليكن شب شراب نيرزد به بامداد خمار ، معروف است جوجه را آخر پائيز ميشمرند فكر تشبه به اروپائى از آنجا بسر پهلوى آمد ، صورت بلى آراسته است و بيشتر معايب كه امروز گريبانگير ملل است از طرز زندگى برخاسته ، در شرق فقط زنها در چادر نبودند زندگى اعيانى تا درجهاى در پرده بود تجملات در برزن و بازار ظهور نداشت و كمتر تحريك به رشك و رقابت ميكرد ، كمال پاشا اگر سرباز خوبى بود و پيشرفتى كرد بيشتر در اثر اصطكاك سياسات بود تقليد اروپائى به صورت خوش مينمايد بمعنى دشوار است و معنى به كار تقليد بولوار دلفريب است تأسى به لابراتوار كار مرد اريب ، ترقى اروپا در افزارسازى است نه در اسكى و فوتبالبازى .
بلى ! پوشيدن رو طبيعى نيست حتى پوشيدن لباس طبيعى نيست تمدن آورده است چه بسيار مردم امروز هم برهنه ميگردند آنها را وحشى ميخوانيم . زنهاى ما به نيمهء راه وحشت رسيدند .
چادر و چاقچور و روبند شرعى نبود حجابى كه در شرع وارد است خوددارى از تظاهر و جلب نظر است ، در مكه و مدينه روبند نيست نصف صورت باز است با جامهء بلند عبا و چادر پردهاى بود بر سر صد عيب نهان .
چادر و مشكو رسم ايرانيان بود و از آنجا ريشه داشت در شاهنامه در سه جا ذكر چادر شده است يكى در رفتن كرديه به ايوان بهرام چوبين يكى در ملاقات شيرين و شيرويه و باز در تكليف كاوس به سياوش كه به مشكو برود كه سبب هلاكت او شد . حفاظ فخر نجبا بوده است و ما مدعى تجديد دورهء پهلوانى هستيم . در تخت جمشيد يا نقشهاى بيستون صورت زن نيست .
منيژه منم دخت افراسياب * برهنه نديده تنم آفتاب
در چين تا چهل سال قبل كه مسافرتى اتفاق افتاد زن در معابر ديده نشد مگر در محفه يا پرده اندرونى و بيرونى داشتند بشر در هر كار افراط و تفريط دارد كل شيء جاوز حده انعكس الى ضدد .
قرنى است كه زمزمهء بىحجابى سارى است در شمارهء 300 از سال سى و ششم حبل المتين