به خط خوش و همان قطع همراه بردم و تقديم كردم ، تيمور تاش قرآن را گرفت به افسرى كه ملازم بود داد و شرط ادب نسبت به قرآن بجا نياورد خيلى متأسف شدم بلكه پشيمان ، نميدانم آن قرآن كه نزد من بسيار عزيز بود بدست كى افتاد .
من به نيت خود خواستم آن قرآن همراه وليعهد باشد و به حمد اللّه آن سفر بسلامتى برگذار شد .
اختلاس در بانك ملى
حسينقلى خان نواب تخلفاتى در بانك كشف كرده بعرض رساند ، معلوم شد معاملاتى بدون وثيقهء كافى شده و خساراتى وارد آمده است ، ليندن بلات رئيس بانك زياد مقيد به رعايت نظرات هيئت نظارت نبوده است و شايد متكى به تيمور تاش ، در هرحال اختلاساتى مسلم شد .
ليندن بلات به خيال گريز مىافتد به بهانهء مرض و معالجه با اجازه مسافرت مىكند فوگل نايب رئيس چاره را در فرار مىبيند ، شاه شخصا به بانك رفته و طلاى وثيقه را بازديد ميفرمايند نقصى نداشته است .
فوگل بغتة مفقود الاثر مىشود ، آيرم در گاراژها معلوم مىكند كه دندانسازى آلمانى بدعوتى به بغداد رفته است تفحص مىكند هيچجا او را در اتومبيل نمىيابند بعدها كاشف به عمل آمد كه در صندوق پشت اتوموبيل پنهان بوده است به اين تدبير از سرحد ميگذرد در بغداد معطل نشده به بيروت ميرود حال 70 نفر آلمانى در بانك مستخدمند .
دولت ، فوگل را از حكومت شام ميخواهد وى ناچار انتحار مىكند .
اين واقعه از براى آلمان نهايت اهميت را داشت عدهء كثيرى متخصصين آلمانى در ادارات ما كار ميكنند بطوريكه مىشود گفت سياست آلمان در ايران رو به غلبه دارد و بانك ملى قلب اقتصاد است .
ليندن بلات از راه قانونى ملجاء شده با وكيل مدافعى بتهران آمد به 18 ماه حبس و 7000 ليره و 46 هزار ريال محكوم شد ( 63 هزار تومان )
جرم ليندن بلات با 18 ماه حبس چه تناسب دارد من نمىدانم ، 15 يا 20 عقود جارىترى هستند كدام ترازو 18 را به سنجش درآورده است ، اين است كه قوانين مجازات پاورقى ندارد .
سفير آلمان را ديدم كه از رئيس بانك شاهنشاهى امتنان داشت كه در اين قضيه كرمكشى نكرد .
تقىزاده در مجلس قضايا را عنوان كرد ضمنا گفت از غلطكارى دو نفر حكومت بر اخلاق ملت آلمان نميشود كرد ، متأسفانه حكومت بر اخلاق بشر بطور كلى نميشود كرد و
قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ .
در همان جلسه كنترات يكنفر آلمانى براى ماليه بتصويب رسيد .
دولت باز يكنفر آلمانى را بتوسط سفارت خودمان در برلن برياست بانك اجير كرد ، هرست نامى معين شد .
شهرت هم كرد كه خانم تيمور تاش ليره را در بازار سفيد ميخريده و در بازار سياه ميفروخته من در صحت خبر ترديد كردم رندى گفت غير از اين باشد اين مخارج گزاف از كجا مىشود .
حادثهء غيرمترقبه
در روزنامهء مصور مونيخ شرحى با نقش و نگار در عنوان قيصر بىنام و نشان منتشر شد نگارنده لئوماتياس و مضمون آنكه پهلوى را تبار معروفى نيست در رياست قراولان سفارت آلمان از گراف كواك ضربتى خورده است .
سران سلسله تبارشان جوهر ذاتى است بقول ناصر خسرو :
گرد گران را شرف به آل و تبار است * من شرف و افتخار آل و تبارم
از وزارت خارجه به سفير آلمان كه تازهوارد شده است اخطار مىشود و از عقبات آن اظهار نگرانى .