تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
به كت كرده بودند شاه خودش لباس قزاقى داشت من چندى خوددارى كردم تا روزى شاه در هيئت يقهء مرا گرفت ، فرمودند بدهم برايت يك‌دست كت و شلوار بدوزند ؟ عرض كردم حال كه ميل مبارك است خودم تدارك ميكنم براى جلسهء ديگر حاضر كردم . كلاه پهلوى از يكطرف لبه داشت ، در نظميه كاسكت برسر گذاشتند و در آن‌موقع گفته شد زير كلاه را بايد عوض كرد و كارى مشكل است . تغيير كلاه نظميه به كاسكت انگليسى قدرى افكار را مشوب كرد اول كسى كه در اين باب اظهار نگرانى كرد آقا سيد محمد بهبهانى بود . در اين اوقات روزى بشاه عرض كردم تمدنى كه آوازه‌اش عالمگير است دو تمدن است يكى تظاهرات در بولوارها ، يكى تمدن ناشى از لابراتوارها . تمدنى كه مفيد است و قابل تقليد ، تمدن ناشى از لابراتوارها و كتابخانه‌ها است . گمان كردم به اين عرض من توجهى فرموده‌اند آثارى كه بيشتر ظاهر شد تمدن بولوارها بود كه به كار لاله‌زار مىخورد و مردم بىبندوبار خواستار بودند .

منع فروش مشروبات

در دورهء ناصر الدين شاه مشروب‌فروشى آشكار در تهران نبود در دورهء مظفر الدين شاه احيانا بخاطر خارجه و ارمنى كه بسيار شده بودند مشروبات خارجى فروخته ميشد در اين دوره دكاكين مشروب‌فروشى رو به تزايد گذارده اخيرا تداول يافته بود ، حضرات علماء اظهارى كرده بودند ، شاه دستخطى خطاب به من صادر فرموده امام جمعهء تهران در ولنجك دعوتى كرد ، امام جمعه خوئى و ميرزا سيد محمد هم بودند ، دستخط را به من دادند جزء نوشتجات ضبط كردم چه ميديديم سفارش به نظميه اثرى نخواهد داشت سفارشات مستقيم مؤثرتر است . در رياست ماليه نصرت الدوله رسومات را در قم داير كرد ، نوشتم در قم اقلا رسميت بخريد و فروش مشروبات ندهيد اثرى نكرد كانه در اشاعهء مشروبات عمدى است .

غوغاى قشقائى

با اينكه خلع اسلحه شده است ايلات بىسلاح نيستند با همهء اهتمامات نه خيال شرارت از سر ايلات بيرون رفته نه هواى استفاده از دل نظاميان . اينان پيچيدگى ميكنند آنان طغيان ، على خان برادر صولت الدوله علم فساد برپا كرده بهارلو و ايلات خمسه شريك معركه شده‌اند ، در لار هم زاد خان سر نافرمانى برداشته شيراز را محاصره كرده‌اند ، شيبانى و صولت الدوله كه هم رئيس ايل قشقائى است ، هم نمايندهء مجلس ، مأمور فارس شدند تدبير شيبانى اين شد كه با طياره اعلان عفو عمومى در اطراف پرتاب كند . در اين اثنا بختيارى هم در اطراف اصفهان جنجالى كرده و مجالى بدست آورده آوازه در - انداخته‌اند كه ايران جمهورى است و مستوفى الممالك رئيس جمهورى ، سردار اسعد مأمور اصفهان شد اول شب بود نگران براى خداحافظى آمد كنار پوش كه محل تشكيل هيئت است مرا ملاقات كرد سخت متوحش بود گفتم انديشه به خود راه ندهيد خطرى نيست . تيمور تاش آمد اشاره‌اى كرد كنارى رفتيم گفت خبرى رسيده است كه تسمه از پشت من كشيده گفتم عاقبت خير است ابدا وحشت نداشته باشيد روز ديگر به سعدآباد رفتم تيمور تاش گفت شاه سخت نگران است ملاقاتى بكن بعمارت سنگى رفتم در ايوان غربى عمارت سنگى نشسته بودند پيدا بود كه خالى از ملالى نيستند متفرقه صحبت كردم عرض كردم اعليحضرت نبايد از قضاياى فارس و اصفهان نگران باشند تا اول ربيع الاول آرامش برقرار خواهد شد بىتأثيرى نبود ليكن به نظر تعجب در من نگريستند ، اتفاق روز اول مرداد ، هم فارس هم اصفهان آرام گرفته بود شاه بهيئت تشريف آوردند در حالىكه دست آريا در دستشان بود فرمودند اين در قضاياى فارس خدمت كرده است يك درجه بر رتبهء او افزوده شود مطابق قانون جارى مجال نداشت بمجلس پيشنهاد شد و يك رتبه دربارهء او بتصويب رسيد از رتبه 7 به 8 ارتقاء يافت . صارم الدوله پسر ظل السلطان را كه حاكم فارس بود مغضوبا با طياره بتهران آوردند در ضمن از شاه شنيدم كه فرمودند نميكشمش و اين در موقعى بود كه مزد دست وثوق الدوله و صارم الدوله و
خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 383 | مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )