تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
معتقد نبودم سلطنت را بازى مىدانستم اشاره در انكار وليعهد كردم . احتشام السلطنه گفت در اين مواقع بايد دل به دريا زد اگر اتومبيل نبود بايد درشكه كرايه‌اى گرفت . حال رقت براى وليعهد دست داد ، فرمودند مرگ از براى من بهتر است بريزند مرا بكشند ، انصافا آبرومندتر مىشد رفتار كرد ، اين عمل متأسفانه لكه‌اى است در تاريخ اين عصر بر پيشانى ملت و دولت چه مانع داشتند موافقين سردار سپه در مجلس كه ترتيب بهترى باينكار بدهند و هرروز از زير عدل مظفر عبور ميكنند . وليعهد فرمودند چند نفر از مجلس ميخواهم ، عرض شد چون بيم توهين ميرود عجله بفرمائيد تلفن شد سه بعد از ظهر وعدهء شرفيابى دادند سيد تدين ، شيخ العراقين‌زاده ، حاجى ميرزا يحيى دولت‌آبادى آمده بودند وليعهد در ضمن فرموده بودند امنيت هم ندارم ، مستوفى ، مشير الدوله و مؤتمن الملك را هم خواست صحبت كرده بودند سه ساعت از شب گذشته جواب مجلس رسيد كه حركت نفرمايند تا مسئله در مجلس حل شود ، سردار سپه را هم مسئول امنيت قرار دادند . روز 21 مارس كه 28 حوت است روز افتتاح كنفرانس روس و انگليس در لندن است ميخواهند اعلان جمهورى ايران صورت گرفته باشد و دو روز داريم به نوروز . در مجلس سعد الدوله ناطق ناصر السلطنه بوده است و رأى رياست سردار سپه مادام المر .

تنگ كلاغ‌پر

روز چهارشنبه از صبح در شهر هياهو برپا شد ، اكثريت مصنوع جمهورى ميخواهد ، عمال انگليس مخالفند ، عمال روس موافق ، من صبح از خانه بيرون رفتم احتشام السلطنه سراغ من آمده بوده است و سفارش نموده كه بگلستان بروم ، چه گلستان كه از خارستان دلگيرتر است ، بعد از ظهر وزير دربار تلفن كرده بوده ، گفته بودند در منزلم ، لابد رفتم دو سه نفر سرايدار و چند نفر سرباز حيران ديدم وزير دربار سر بگريبان پاى درختى نشسته فضاى باغ را هم و غم فراگرفته احتشام السلطنه و معين الدوله در آلاچيقند . احضار شديم جماعتى از ورامين دعوت شده‌اند و شهرت دارد كه بگلستان حمله خواهند آورد ، همان جماعت كه از زمان محمد عليشاه به شهر خواسته شده بودند كه بمجلس بريزند ، وليعهد ما چند نفر را خواسته است از ما چه ساخته است در حضور وليعهد بوديم كه هياهوى هولناكى در خارج باغ بلند شد و چند تير تفنگ هم شنيده شد وليعهد انديشناك شد عرض كرديم اينها نمايش است حدى براى تخطى قائل خواهند بود سفارش مجلس را رعايت خواهند نمود . فرمودند با اين احوال بشما زحمتى ندارم ، عرض كرديم در باغ خواهيم بود . هياهو آرام گرفت و تيراندازى موقوف شد گفتند در قورخانه كه نزديك عمارت است مشق مىكردند چون از باغ بيرون آمديم دسته‌اى از جوانان با علم حركت ميكردند و مرده باد تدين فرياد ، ميتينگ هم كارش بافتضاح كشيده بود برعكس جمعى كثير اطراف مجلس را گرفته‌اند در ميدان بهارستان راه نيست علم جمهورى را همه جا پاره ميكنند . مجلس حاضر براى رأى است مخالفين چاره را منحصر به نارسائى عده ديده به بهانهء عيد بقم و اطراف مسافرت كردند امر موكول به دوم حمل 1304 گشت . از آزادى سخنها سرزبان‌ها است ، اميدواريها به مجلس كه مظهر رأى ملت است ، در شهرهاى ديگر چه خبر است كسى نمىداند ، حكام نظميه ، ادارات ، همه بفرمان رئيس الوزراست تلگرافات از طرف كيست نمىدانيم ، آنچه مشهود است از صد نفر در تهران نود نفر مخالف تغيير اساسى است . وجوه وكلا : مدرس ، مشير الدوله ، مستوفى ، مؤتمن الملك ، مصدق ، ميرزا هاشم هائرىزاده ، كازرونى ، زعيم ، علائى و دولت‌آبادى مخالفند . جمعى ضعفاى مجلس و چند نفرى كه مرعوب شده‌اند يا به انتظارى محبوبيت طالبند مظهر ارادهء ملى محسوب ميشوند . اين است بازى رژيمها در دورهء تمدن ! فاعتبروا يا اولى الالباب . در دورهء قدرت اتريش مترنيخ در مقابل سفراء سرفرود مىآورد از جهت پرسيدند گفت تا