خلاصهء تلگراف 19 ورقى جملههاى جالب نظر
بستن دكاكين روز جمعه و تزيين بشاخههاى سبز ، موقوف كردن مشروبات سر سفره و گذاردن دوغ و شربت بجاى آن ، آوردن مستشار از انگليس براى ماليه از امريكا براى فلاحت براى تشكيلات عدليه از فرانسه براى ژاندارم از سوئد ، مذاكرهء مناسبات تجارتى با آلمان ، تأسف از عدم حضور نمايندهء شوروى ، اظهار برادرى با ملت افغان و عثمانى و خواستارى براى ترقيات جمهورىهاى جوان قفقاز در اينموقع بخصوص ( و هرموقع ديگر ) تعظيم شعائر اسلام اس اساس سياست ايران است .
تبديل عوارض بلديه ( شهردارى )
متحد آلمانى از تهران رسيد در تبديل عوارض بلديه . عوارض بلديه نسبت بهر محل حكمى دارد اگرچه حافظ از خلاف آمد عادت كام مى - جويد ، ترك عادت موجب مرض است ، بدستور جديد تفاوتى بدست نمى - آيد و اجراى آن به اشكالات برميخورد كيفيات را بتهران گفتم جواب آمد كه به معتاد محل عمل كند .
متاركه با روس
حكمى رسيد كه باب داد و ستد با شوروى را مسدود كنيم گفتم اولا با چه قوه ، سرحدات ما مستحفظ ندارد وانگهى گندم از اقبال السلطنه در خروارى پنجاه و چهار تومان ميخريدند نميداد ، پيغام كردند ميآئيم ميبريم . در سياست با شوروى صلاح در درباز است ، تفصيل را بتهران گفتم جواب آمد بمصلحت رفتار كنيد . در سياست كليه تكليف خواستم برأى خودم موكول شد . با اين رويه مىشود كاركرد و شخص در فكر در نميماند .
12 ثور تلگرافى از رئيس دولت رسيد ، خدمت جناب مستطاب اجل اكرم آقاى حاجى مخبر السلطنه والى آذربايجان دامت شوكته ، حالا كه نصف شب است در ميان كارها تجسس ميكنم از طرف حضرت عالى هيچ نوع تلگراف گفت و پرس به نظر نميآمد ، احتمال مىدهم كارها جريان بهترى داشته و به همين سبب از شعف و مسرت مذاكرات محرومم فرموديد ، خواهش ميكنم هرموقع كه موجبى و بهانهاى براى تبادل مخابره در بين نيست لااقل از سلامت مزاج محترم كه بيشتر اسباب خوشنودى است مستحضرم فرمائيد . انشاء اللّه در كمال سلامت و استقامت هستيد و در كارها نهايت موفقيت را حاصل فرمودهايد . مترصد مژدهء سلامت وجود محترم عالى ميباشيم شب 11 ثور سيد ضياء الدين طباطبائى .
در معنى و قصد از اين تلگراف مدتى فكر كردم ديدم بايد سستى در كار پيدا شده باشد چون از كيفيات اطلاعى نداشتم راه باقدامى نجستم .
اقدام رئيس دولت را در توقيف جماعتى از رجال نمىتوانم ملامت كنم آقايانند كه اين مملكت را به اين روز انداختهاند و دنباله را هم رها نميكنند .
سعد الدوله ، عين الدوله ، سپهسالار ، فرمانفرما ، نصرت الدوله ، محتشم السلطنه ، سيد حسن مدرس ، مشار السلطنه ، قوام السلطنه ، حشمت الدوله ، امين الضرب ، مشار الدوله ، امير نظام ، وثوق - السلطنه و ممتاز الدوله .
شيخ حسين يزدى ، مجد الدوله و جمعى ديگر پنهان شدند .
قوام السلطنه را در مشهد كلنل محمد تقى خان تحت الحفظ بتهران ميفرستد بماموريت فاطمى 3 شوال 39
سواى مستوفى الممالك ، مشير الدوله ، مؤتمن الملك ، صمصام السلطنه و از دربار صاحب - اختيار و مغرور ميرزا باقى صاحبان القاب توقيف شدند . از بعضى آقايان چيزى ميخواستند همه سركيسه را سفت گرفتند مگر امير نظام كه گفتند 25 هزار تومان داد و رها شد . آرام نمىنشينند و عادت هم بر چنين اقدامات جارى نيست .
تلگرافى از رضا خان سردار سپه به اسماعيل خان رئيس قزاق ( امير فضلى ) رسيده بود كه مرا هم مثل قوام السلطنه بتهران بفرستد و حال آنكه در مشورت رئيس دولت به او گفته بود كه فلانى