منحصر بود به ژاندارم پياده كه بشرفخانه آمدند .
با اينكه وجه كافى بامير ارشد داده شده بود قريب دههزار تومان از شبستر و اطراف اخذ كرده بود .
سردار عشاير به تسوج رفت ، نعش برادرش را به تبريز آورد ، مردم مشايعت سردى كردند و گفته شد دفع شر امير ارشد بصدهزار تومان مخارج اردو مىارزيد . اين شد نتيجهء كار چاقكنى ميرزا على هيئت و اصرار بيجاى قوام السلطنه .
كابينهء سپهدار
تهران چه خبر است نميدانم ، من هيچوقت خبرنگار نداشتم ، همينقدر ميدانم كه قوام السلطنه هم رفت و سپهدار بجاى او آمد . دلو حاجى ميرزا آقاسى است ، سياست برهمزدن آش است كه جا بيفتد آب مىاندازد . من از طرف دموكراتها بنمايندگى مجلس چهارم انتخاب شده بودم و مجلس در شرف داير شدن است .
سپهدار اعظم تلگراف مىكند و از من قبول يا رد وكالت را ميخواهد گفتم وكالت سمتى نيست كه من رد كنم حاضرم شرفياب شوم 2 قوس .
لرد كرزن از كابينهء مشير الدوله انتقاد و از كابينهء سپهدار تمجيد مىكند . در مجلس اعيان ميگويد انگليس ايران را از شر آلمان نجات داده است . حكايت سعدى است در خندق طرابلس .
شايد آن تمجيد راجع ببرداشتن استارسلسكى و سپردن قزاق بسردار همايون است يا آنكه كابينهء سپهدار لازم بود كه كودتا بىصدا انجام بگيرد . « 1 »
دستخط احمد شاه
حكام ولايات ، در نتيجهء غفلتكارى و لا قيدى زمامداران دورههاى گذشته كه بىتكليفى عمومى و تزلزل امنيت و آسايش را در مملكت فراهم نمود ما و تمام اهالى را از فقدان هيئت ثابتى متأثر ساخته بود مصمم شديم كه به تعيين شخص لايق خدمتگزارى كه موجبات سعادت مملكت را فراهم كند به بحرانهاى متوالى خاتمه بدهيم . بنابراين باقتضاى استعداد و لياقتى كه در جناب ميرزا سيد ضياء الدين سراغ داشتيم اعتماد خود را متوجه معزى اليه ديده ايشان را بمقام رياست وزرائى انتخاب و اختيارات تامه براى انجام وظايف خدمت و رياست وزراء به معزى اليه مرحمت فرموديم . شهر جمادى الاول 1339
همت اگر سلسله جنبان شود * مور تواند كه سليمان شود
دو روز بعد بيان نامهاى از ميرزا سيد ضياء الدين رسيد . در بيان نامه دو مطلب مهم بود يكى الغاى قرارداد 1919 ديگر امضاى عهدنامهء شوروى ، از لحن بيانيه پيداست كه بزلف يار برميخورد .
بادامچى و سيد المحققين نزد من آمدند و من در منزل حاج ساعد السلطنه بودم التهابى دارند كه نقشه نقشهء انگليس است و نبايد ساكت ماند . گفتم نقشه از هرجا باشد با كجاى بيان نامه مىشود مخالفت كرد سواى مسائل رايج . ميگويد قرارداد 1919 را لغو ميكنم و معاهدهء شوروى را امضاء ، بايد فرصت داد اگر ايرادى بدست آمد گفت ، اگر در هر مورد بتصورى توليد اشكال بشود هيچوقت كارى صورت نخواهد گرفت و مستمر مملكت در بحران خواهد بود . با قرارداد 1919 بايد مخالفت كرد با كابينهء مشير الدوله بايد مخالفت كرد با كابينهء حاضره بايد مخالفت كرد با كى بايد موافقت كرد ؟
هامش
( 1 ) - در كابينهء سپهدار نسخهاى از معاهدهء روس بتهران ميرسد ، 6 قوس مجلس از طبقات ترتيب ميدهند شاه مجلس را افتتاح مىكند و منظور معلوم نميشود و در ثانى مجلس ميكنند و سر بسته از تكليف روابط با روس صحبت مىشود مدرس ميگويد اظهار رأى منوط باستحضار از مذاكرات است توضيحاتى داده نميشود . در اين حيص و بيص نصر الملك و فهيم الدوله چه فهميده بودهاند كه استعفا ميكنند . بهرحال پيشنهاد روس زير زانو ميماند . در اينموقع سفارت اتباع را دعوت به ترك ايران مىكند و بانك اعلان كه مردم مطالبات خودشانرا بيايند بگيرند .