تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
اجمالا شنيده شد كه پس از من وجوهات و قورخانه را بقوام الملك دادند كه به لار فرار كرده بود ، اردوئى تدارك كند بشيراز بيايد ، در راه گفتند بتحريك پسرش كشته مىشود يا بروايت ديگر از اسب زمين مىخورد و درميگذرد . به فرمانفرما ماهى سى هزار تومان دادند بفارس رفت و پليس جنوب آرزوى ديرينهء انگليس تشكيل شد . سپهسالار ولى خان تنكابنى روى كار آمد مدتى كشمكش بر سر امضاى تقاضاهاى زشت بلكه قبيح در بين بود ، آخر پيشنهاد دولتين را امضا كرد در هلالين تصويب مجلس آتيه را گنجاندند و نمرهء غلط بورقه گذاردند كه بعد در موقع استشهاد به آن ورقه نمره در دفاتر وزارت خارجه مطلب ديگر درآمد . اين هنر را هم از سپهسالار ديدم و انتظار نميرفت ، چه مردى بىباك بىمحابا و براى هر تهور و تجاوزى حاضر ، مبلغ هنگفتى هم به بانك روس مقروض است . در كابينهء سپهسالار شب ميهمانى عيد شاه من دعوت داشتم ، قبلا به منزل ميرزا احمد خان اتابكى هم سفر مكه رفتم ، صارم الدوله خواست چيزى بگويد و خوددارى كرد ، من حس كردم كه ميخواهد مرا از حضور در آن مجلس منصرف كند ، وزير خارجه است ، مىبايست اين مجلس را هم ديده باشيم ديديم . مارلينگ وزير مختار انگليس وارد شد ، گفته بوده است فلانى در مجلس باشد من نمىمانم ، ظاهرا بتوسط سفير روس او را ملايم كرده بودند كه بعد از شام ميگويند فلانى برود و چنين شد بعد از شام صارم الدوله به من اشاره كرد و من هم مجلس را به مارلينگ‌ها بازگذاردم آن شب در تاريخ وجدان خودم روز روشن است . به تلافى آن شب ، فرقهء دموكرات مرا برياست كميته دعوت كردند ، من هم به منت پذيرفتم ، اگرچه سردار اسعد گفت ديگر بعقل شما معتقد نيستم ، حق هم با او است ، عقل در اين مملكت موافقت با تقاضاهاى ناحساب خارجه است براى استفادات نامشروع و من سردار اسعد را از بهترين اشخاص اين مملكت ميدانم و پس از حركت از پاريس وطن‌پرست و صديق . پس از كشف نمرهء غلط سپهسالار هم عذرش خواسته شد .

جنگ بين الملل 1918 - 1914

شايد بعضى حواشى بيش از شرح احوال من جلب توجه خوانندگان گرامى را بكند ، فرانسه آلزاس و لرن را پس ميخواهد ، ميلياردها قرض داده است كه روسيه خودسازى كند ، انگليس نگران هند است و از راه‌آهن آناطولى ( آسياى صغير ) كه اسلامبول را بخليج فارس متصل مىكند و آلمان براى راه نزديك با كامرون در افريقا مىسازد در انديشه ، روسيه در دوربين آرزو چشم به به سفر و داردانل دوخته بخليج فارس هم بىنظر نيست ، ايتاليا حسرت ساووآ « 1 » و نيس « 2 » را مىخورد . پطر كبير در وصيتى كه باسم او معروف است گويد آنكه تجارت هند را در دست داشته باشد حاكم سياست عالم است ، راه رسيدن به مقصود را تفتين و نمامى ميداند بين انگليس و پروس بر ضد سوئد ، انداختن نفاق بين اتريش و تركيه ، اظهار دوستى با انگليس كه مانع ازدياد قوهء بحرى ما نشوند ، ايجاد هرج و مرج در لهستان ، براى رسيدن بخليج فارس بايد در ايران جنگ خانگى در انداخت كه فرصت خودسازى نداشته باشند ، از راه مذهب ايجاد اختلاف نموده ، بايد زير بغل اتريش باد انداخت كه بهواى شاهنشاهى از ما كمك بخواهند اسباب ضعف طرفين را فراهم بياوريم . ايلات غارتگر بسيار داريم بجان ايتاليا ، فرانسه و اسپانى مياندازيم ، اسير بسيار براى آبادى از سيبرى مىآوريم ، سياست روسيه دور اين مقاصد چرخ مىزند .
بازى خود ديده‌اى شطرنج‌باز * بازى خصمت ببين پهن و دراز

مقدمات

پس از خاتمهء جنگ و هرج و مرج روسيه ، اسناد وزارت خارجهء روسيه بدست آلمانيها افتاد بعضى اسرار را فاش كردند .
هامش
( 1 ) -Savoie( 2 ) -Nice